تبليغاتX
باشگاه تشکیلات

باشگاه تشکیلات

اولین وبلاگ تخصصی تشکیلات اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان سراسر کشور

جنبش دانشجویی دهه 70.قسمت پایانی

در قمست قبل بر ضرورت تشکیل جمع های کوچک اشاره کردیم و اینکه این جمع ها اگر هدفی جز اخلاص نداشته باشد؛میتواند جلوی بسیاری از کجروی ها رو بگیرد.

 و اگر به یاد داشته باشید؛ماجرای دفتر تحکیم وحدت رو گفتیم که به بهانه نقد از صحبت های آقا؛تخریب چهره میکرد وبه واسطه هوشمندانه عمل کردن این جمع؛دچار چنان بلایی شد.

قسمت دوم:

شما اگر تشکل های موفق رو بررسی کنید؛میبینید که محاله جلساتی در هر قالبی به بهانه دور هم جمع شدن رو نداشته باشن.

تمام تشکل ها به این موضوع پی بردن که باید همچین جلساتی داشته باشن.چه تشکل های اسلامی و چه غیر اسلامی.محتوای جلسات با هم فرق میکنه اما با روشی یکسان.حتمن شما هم توی جامعه اسلامی؛ همچین جلساتی رو دارین.اما همینی که میگم:

اول اخلاص باید باشه و بعد هم محتوایی که شکل این گعده ها رو تشکیل میده خیلی مهمه.

شما میدونید تفاوت بین تبعیت و اطاعت چیه؟

اطاعت؛یعنی اینکه من به شما میگم برید فلان کار رو انجام بدید راس فلان ساعت اینجا باشید.شما میگی چشم.یعنی شما داری از من اطاعت میکنی.من به شما یه مسئولیت دادم و شما هم قبول مسئولیت کردی.تا من به شما یه کاری رو نگم شما انجام نمیدی.

حالا اگرمن یه چیزی رو لازم داشته باشم یا اینکه بخوام یه نفر فلان کار رو برام انجام بده اما هنوز به شما نگفتمٰ؛ولی شما به واسطه رابطه درونی قوی ای که با من داری متوجه نیاز من میشی و فورا قبل از اینکه من آن کار رو بگم انجامش میدی.اینو بهش میگن تبعیت.تبعیت یه چیزی فراتر از اطاعته.رابطه بین عبد و مولی رابطه تبعیته؛که از اطاعت شروع میشه.

همین رابطه هم باید بین امت و ولایت وجود داشته باشه. تعریف تبعیت یه جورایی همون شعار رهبرا؛از تو به یک اشاره از ما به سر دویدن است.گاهی تبعیت کردن نیازی به اشاره هم نداره.این جمع های با اخلاص؛میتونه ما رو به تبعیت برسونه.تبعیت خیلی سخته و اصلا هم آسون نیست؛اما اگر در مسیر راه یک همراه داشته باشی؛سختی های راه برایتان خیلی آسان میشه.برای همینه که توی قرآن هم اول میگه دوتایی قیام کنید و بعد میگه یکی یکی.البته یکی از دلایل دو تایی قیام کردن میتونه این باشه وگرنه تفاسیر مختلفی در این باره هست.

نکته بعدی که فکر میکنم گفتنش لازمه؛اینه که دوستان عزیز؛کتاب خوندن رو فراموش نکنید.کتاب خوانی جای هیچی رو نمیگیره.

به نظر من کتب خوندن یه فریضه الهیه که باید حتمن به هر صورتی که هست انجامش بدیم.یکی از راه های کسب بصیرت که آقا همیشه میگن،خواندن کتابه.این کتاب معجزه میکنه.

اینترنت و وبلاگ و فضای مجازی؛همه اینا یه طرف،خوندن کتاب هم یه طرف.حالا ببین وزن کتاب بیشتره یا فضای مجازی.اصلا کتاب معجزه میکنه.شما نگو مهم اینه که من بخونم؛حالا از روی وبلاگ میخونم.نه؛این کتابه که میتونه کمکت کنه.

 وقتت رو از دست نده.کتاب بخون؛تحلیل کن.درک سیاسی؛تحلیل سیاسی و احساس سیاسی روهم که آقا خطاب به دانشجو ها میگن که باید داشته باشید؛با خواندن و مطالعه بدست میاد.

در آخر هم برای شما دانشجو های محترمی که همیشه به دنبال کشف حقیقت هستید؛دعای خیر میکنم.و ان شاءالله روزی برسه که حقیقت برای همه روشن بشه.به امید ظهور امام زمان(عج)


بعد التحریر:

در اینجا لینک فایل صوتی "نقطه رهایی"را برای علاقه مندان قرار میدهم.این فایل رو حتمن دانلود کرده و از دست ندهید.موضوع این فایل درباره تحصن به یاد ماندنی دانشجویان در فرودگاه مهر آباد و چگونگی قطع این تحصن است.



+ نوشته شده در  سه شنبه دهم خرداد 1390ساعت 10:17 قبل از ظهر  توسط فرقان  | 

جنبش دانشجویی دهه 70

 

نام:ابوالفضل بردبار مدبر

رشته:مهندسی صنایع.گرایش تحلیل سیستم                           .

ورودی سال 1373 .دانشگاه صنعتی علم و صنعت.

                                                                                   .

 

بسیجی پر تلاشی که در اوایل مسئولیتش؛ فقط مسئول پخش فیلم بود. آن هم هفته ای یه دونه؛ولی فیلمی از جنس علم.از فیلم های مهندسی صنایع و انواع گرایش هاش بگیر تا فیلم های صنعتی از رشته های دیگه.

برایمان میگوید از آن سالها،از آن سال هایی که جنبش دانشجویی،کودکی نوپا بود؛که نیاز داشت دستش را به دیوار بگیرد تا بتواند روی پای خویش بایستد. از آن سال هایی که تنوع تشکل ها و اعضای آن مثل الان زیاد نبود،اما کار و فعالیت دانشجویی،خیلی بیشتر از الان بود.

میگوید از آن روزهای خوشی که هیچ وقت فراموششان نمیکند و هم اکنون هم که میخواهد برای من تعریف کند، با همان آب و تابی تعریف میکند که اگر دوازده سال پیش از او خواسته بودم برایم بگوید؛همینطور میگفت.

بسم الله؛سلام                                                                          

اوایل؛تو کانون قرآن بودم؛فعالیت میکردم،بعد از مدتی مسئول بسیج اومد گفت فلانی؛ بیا تو بسیج که الان بسیج بیشتر؛اعضایی رو داره که فقط ثبت نام کاغذی شده اند.

رفتم بسیج؛به من گفتن بشو مسئول هماهنگی.یه جورایی همون روابط عمومی خودمون. یا علی گفتم و کار رو شروع کردیم.

برای اینکه بچه ها دور هم جمع بشن؛نشستیم فکر کردیم که چی کار کنیم.به این نتیجه رسیدیم که باید یه جلسات هفتگی منظم داشته باشیم که بچه ها بیان.هم با هم آشنا میشن و هم فعالیت ها منسجم میشه.اما نیتمون زمینی نبود.این خیلی مهمه که نیتت چی باشه.تو اون جلسات کم کم افرادی رو دعوت میکردیم که بیان و برامون صحبت کنن.

اما بدون که اگر نیتت الهی نباشه؛اصلا به درد نمیخوره.خدا منتظره.تو که یه دانشجوی خوب و با ایمانی؛بیای یه کاری بکنی برای خدا،بعد میبینی که خودش انقدر قشنگ دستت رو میگیره که خودت هم تعجب میکنی. برکتی که تو اون جلسات بود؛الان هم ادامه داره.

یادمه اون موقع از دفتر تحکیم وحدت جریان نقد از آقا رو مطرح کردن؛بعد هم شروع کردن به نقد کردن صحبت های آقا.همین جمع چند نفره انقدر قشنگ عمل کرد که سر دسته اونا رو از دانشگاه اخراج کردن؛حتی یادمه که اون روز از در امور دانشجویی تا دم در دانشگاه که حدود پونصد متری میشد؛به طرف بیرون هدایتش کردیم.

این جمع شدن ها کنار هم باعث شد تا کارهای با برکتی انجام بدیم.اما اخلاص؛اخلاص؛اخلاص.

این اخلاص انقدر مهمه که باید خودت درکش کنی تا بفهمی چی میگم.مطمئنم که خیلی از اتفاقایی که الان تو زندگی ام افتاده؛اثر کارهای با اخلاصی است که اون موقع انجام میدادیم.

اینم بگم که من با کارهای بزرگ مخالفم؛چون میدونم اغلب کارهای بزرگ به نتیجه نمیرسه.یه کار کوچیک تو اما با اخلاص میتونه به اندازه صد تا کار بزرگ بیارزه.

حضرت آقا؛جمع های کوچیک رو خیلی مثال میزنن؛و همیشه میفرمایند که فقط اهداف مقدس باشه.

این جلساتی میگم بر گزار میشد؛با یه دعای کوچیک شروع میشد؛بعد فردی رو که از قبل دعوت کرده بودیم برامون صحبت میکرد و بعدش هم نماز جماعت و شام مختصری که از سیب زمینی و تخم مرغ و اگر خیلی هم کاخ نشین بودیم اون روز؛گوجه ای کنارش میذاشتیم.

اما این جمع شدن ها ادامه دار بود؛مستمر بود؛قطع نمیشد.الان هم دو تایی یا سه تایی میریم کوه.یعنی همون جمع رو داریم.دور هم جمع شدنمون قظع نشده.اما میگم؛جمع شدنی که به درد بخوره.وقتی بلند میشی از اون جمع؛به معارفت اضافه شده باشه.

تو صحبت های امام خمینی (ره) کار کوچیک؛مداوم و با اخلاص خیلی توصیه شده.

این ارتباطاتی که بین افراد توی این جمع ها شکل میگیره خیلی مهمه؛صحبت هایی که توی این گعده ها گفته میشه؛خیلی مهمه.به طور مثال سفارشات بزرگان؛خصوصا و خصوصا فرمایشات آقای خامنه ای؛این خیلی مهمه که همیشه صحبت های ایشون رو پیاده کنیم تو زندگی مون.

مثلا چطوره که وقتی ان شاءالله آقا ظهور کنن؛ما همه اش میخوایم نظرات ایشون رو توی همه حالاتی که اتفاق می افته؛بدونیم.اینم همینه ما الان باید دید گاهمون نسبت به آقای خامنه ای؛همین باشه.همیشه باید آنلاین صحبت های ایون رو تنظیم کنیم و عمل کنیم.

سال 87 که دانشجو ها میخواستن برن فلسطین رو یادتون میاد؟اون سال دانشجوها توی فرودگاه تحصن کرده بودن که میگفتن ما میخوایم بریم غزه. و اگر نمیشه ببرین فلسطین؛میریم تا پشت مرز های فلسطین که اونجا تحصن کنیم.این تحصن ادامه داشت تا اینکه

حضرت آقا فرمودند که من خودم به اینها گفتم که بر گردند؛چون میدونستم که اصلا نمیشه برن.اگر امکان رفتنش بود؛نمیگفتم که بر گردن.این یه نمونه خیلی جالبی از گوش به فرمان رهبر بودن دانشجو هاست.باید در تمام زمینه ها اینطور باشیم.

ادامه دارد...


بعد التحریر:

1.میلاد بانوی دو عالم،بهانه آفرینش،حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) بر شیعیان جهان مبارک باد.

2.دوستان توجه داشته باشند که اگر افرادی را میشناسند که میتوانند تجربیاتشان را در اختیار ما بگذارند؛لطفا معرفی کنند.

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم خرداد 1390ساعت 2:58 بعد از ظهر  توسط فرقان  | 

انتظار؛امید.

راستی انتظار چقدر سخت است!نمیدانم تا به حال انتظار کشیده اید؟شاید تعجب کنید،ولی هر درنگی انتظار نیست.انتظار یعنی محتاج یک چیز بودن و نداشتن و صبر برای حصول آن.

پس سه راس مثلث انتظار؛احتیاج،فقدان و صبر خوهد بود.هر کدام از این سه راس اگر در معنای واقعی خود منظور نشود؛مفهوم نادرستی از انتظار خواهیم داشت.

اول احتیاج است با تمامی وجود؛نه احتیاچ نسبی،احتیاج به اصل مطلوب؛نه غیر آن.چنانکه غیر از مطلوب چیزی دیگر نتواند حاجت تو را بر آورد.اگر احتیاج به مطلوب مطلق نباشد،انتظار،معنای کاملی ندارد.

دوم؛فقدان مطلوب است؛چه اگر آن چیز را داشتی دیگر احتیاجی وجود ندارد.البته نمیتوان گفت هر احتیاجی ناشی از فقدان مطلوب است.

سوم؛صبر است.اگر در حالت فقدان مطلوب محتاج آن باشی ولی شوقی برای صبر کردن نداشته باشی،در واقع انتظاری هم نداری.

پس انتظار،یعنی با تمام وجود محتاج باشی.

اما اگر در انتظار تاب و توان صبر کردن نداشتی و تاب و توان صبوری هم نداشته باشی؛باید امید وار باشی.امید چاره صبر کردن است.اینکه میگویند انسان به امید زنده است؛یعنی همین.امیدچیزی نیست که همیشه تو را به هدفت برساند.

در انتظار که با صبر توام شده است؛امید است که تو را در این راه دشوار شکیبا میکند و به تو نیرویی میدهد که بتوانی طاقت بیاوری.

امید به سالک و خواهنده شتاب نمیدهد؛بلکه او را به موازات گذر زمان؛همراهی میکند.همچون موزیک متن که تماشای فیلم را برای بیننده آسان تر میکند.

جان کلام اینکه:

هر انتظاری باید احتیاج مطلق برای رسیدن به مطلوب را در پی داشته باشد.تنها راه این انتظار صبر ؛و تنها کمک کننده به این صبر؛امید است؛که آن هم میباید در معنایش دقت کرد.

و بدان که زندگی همه اش تلاش است و کوشش.همه اش رنج است و غصه.بدبخت کسانی که در سایه ناز و نعمت موروثی،زندگی پست و تاریک خود را در دخمه های تار عنکبوتی پر از زرق و برقشان به سر میبرند و در راه معاش؛هیچ زحمت و تلاشی به خود راه نمی دهند.

الذی خلق الموت و الحیاة لیبلوکم ایکم احسن عملا.

اوست که مرگ و زندگی را آفرید تا شما را آزمایش کند،که کدامین شما نیکو کارتر است.


بعد التحریر:

متن تقدیمی از برادر؛احمد رضا احدی.رتبه یک کنکور پزشکی؛دانشگاه شهید بهشی؛که خود نیز در سال 65 بهشتی شد.

2.برای رهایی مردم شجاع و مظلوم بحرین دعا کنیم؛دعا اثر دارد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1390ساعت 0:32 قبل از ظهر  توسط فرقان  | 

زبان و اهمیت استفاده صحیح از آن

در این قسمت که در ادامه مطلب قبل است؛با عواملی آشنا میشویم که اخلاق انسانی را در وجود انسان ثابت و پایدار میکند.

1.مهم ترین عضو بدن انسان؛زبان است که در برخی روایات؛گناهانی که از زبان بر می آید را به هفتاد شماره رسانده اند؛و همینطور درباره حفظ و نگه داری این عضو از گناه روایات بی شماری از ائمه معصوم (علیهم السلام) در کتب روایی است؛که اهمیت این عضو را دو چندان میکند.

یکی از گناهان زبانی که میتوان با ترک کردن آن به کمال انسانی بسیار نزدیک شد؛دم فرو بستن و جدال نکردن است.

جدال به معنای گفتگو بر سبیل منازعه و مطالبه است با هدف چیرگی بر طرف مقابل؛و مراء بدتر از جدل است؛به معنای اعتراض به سخن دیگران بدون داشتن هدف دینی.

امام صادق (علیه السلام) می فرمایند:

کمال ادب و معرفت در پنج چیز است:صبر؛خوش اخلاقی ؛سکوت؛ ملایمت و مدارا.

امام علی (علیه السلام) می فرمایند:

سکوت مومن تفکر و سکوت منافق؛غفلت است.

این سکوت که بسیار سفارش شده؛در بعضی موارد باعث خسران انسان است.سخن گفتن از حق؛از سکوتی بر باطل بهتر است.کلامی شیوا از امام ششم شیعیان؛نشانگر این است که با تمام سفارشاتی که در رابطه سکوت شده؛باید در بعضی موارد سخن گفته و ساکت نباشیم.

درست مثل فتنه سال هشتاد و هشت که برخی از خواص؛با سکوت خودشون؛موجبات ناراحتی رهبر معظم انقلاب؛و مردم انقلابی را فراهم آوردند و با این سکوت ننگین؛دشمنان انقلاب،در مسیر باطلشان امید وار گشتند.

سکوت خواص؛فریادی بلند در دفاع از فتنه است.و هم اکنون که دوره بیداری اسلامی کشور های منطقه هستیم؛به فرموده مقام عظمای ولایت؛فریاد صریح و بلند خود را در حمایت از بیداری اسلامی در منطقه به ویژه مردم مظلوم بحرین؛که روزانه به دست آل سعود کافر به شهادت می رسند؛به گوش برادران مسلمانمان می رسانیم.


 ادامه دارد. 

هر که عبادت خالصش را به سوی خدا بالا فرستد؛خداوند متعال برترین بهره و سودش را به سوی او پائین می فرستد.حضرت زهرا (سلام الله علیها)

دعا برای آزادی شیعیان مظلوم بحرین از چنگال ستمکاران و یزیدیان زمان؛فراموش نشود.


+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم اردیبهشت 1390ساعت 7:36 بعد از ظهر  توسط فرقان  | 

جایگاه اخلاق در تشکیلات اسلامی

 ارزشمند ترین بی نیازی عقل است.بزرگترین فقر بی خردی است.ترسناک ترین تنهایی خود پسندی و گرامی ترین اخلاق خانوادگی اخلاق نیکوست.                                                                                                                                                                                                                                                                                    امام امام علی (علیه السلام)

امروز و در این برهه از زمان که با فتنه های جدیدی روبرو هستیم؛بر ماست تا با جدی تر نگه داشتن فرایض اخلاقی بیش از پیش خود را آماده پذیرش خطرات و فتنه های روبرو سازیم.

اعضای یک تشکل اسلامی می بایست متخلق به اخلاق اسلامی و منادی و تجسم ارزشهای اسلامی در دانشگاه باشند تا بتوانند اهداف اسلام و نظام اسلامی را متحقق نمایند.چنانکه مقام عظمای ولایت در سال 63در جمع دانشجویان و طلاب میفرمایند:

اعضای تشکل های اسلامی باید کسانی باشند که وقتی دانشجو آنها را نگاه میکنند واقعا اسلام را در وجودشان مشاهده نماید.اخلاقشان،اخلاق اسلامی.برخوردشان برخورد اسلامی.موضع گیری هایشان موضع گیری اسلامی.خصلت هایشان،خصلت اسلامی.اگر دیدید یک تشکل دانشجویی وجود دارد ولو اسم دینی بر روی خودش گذاشته اما حرکت او در جهت کیفیت بخشیدن به ارزشهای دینی و انقلاب نیست؛این مطلقا جزو مخاطبان ما نیست و در این مجموعه هم جا نمیگیرد.ولو اسمش انجمن اسلامی باشد.دروغ است،انجمن اسلامی نیست.

 تشکیلات وسیله ای برای خود سازی و قرب الهی است؛لذا باید مراقب بود که اسباب غفلت و دوری از خدا نشود.خودسازی و فعالیت تشکیلاتی با هم آمیخته است و تشکل معبدی است که فعالیت های انسان باید در راستای قرب الهی و عبادت باشد.کافی است که ما از خود سازی باز بمانیم!کافی است که از خدا خواهیمان باز بمانیم.همین خودش خسارت بزرگی است.دفاترحزب باید مراقبت کنند که آنجا را معبد نگه دارند.محل عبادت باشد و محل عبادت بماند.جای خود سازی باشد اما اینها با گفتن نمیشود.این با اخلاص در نیت و با مراقبت بر عمل میشود.

یکی از مصیبتهای عصر ما این است که اشخاص کم کم دارند جانشین ارزشها می شوند.این خطرناک است؛انقلاب ما انقلاب ارزشهاست."اعرف الحق تعرف اهله" تعلیم اسلام و تعلیم مولا علی (علیه اسلام) این است: تو ارزشها را بشناس و اشخاص را با ارزشها بسنج.

ادامه دارد.


بعد التحریر:

 فاطمة بضعة مني وأنا منها ، فمن آذاها فقد آذاني [ ومن آذاني فقد آذي الله ] ومن آذاها بعد موتى كان كمن آذاها في حياتي ، ومن آذاها في حياتي كان كمن آذاها بعد موتى.

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم اردیبهشت 1390ساعت 12:45 بعد از ظهر  توسط فرقان  |