بسم الله الرحمن الرحیم
سلام ، من متنی را که قولش را داده بودم ، دارم مینویسم ، ولی چون متن خیلی طولانیه و می خواهم توی چند قسمت ارائه اش بکنم و کمی هم دقیق تر باشد ، برای همین فعلا یا متن آماده بشه ، یک متن قابل تامل برایتان می گزارم

نویسنده : مسعود رضایی
قسمت اول
در این متن سعی دارم آفتهایی را که امروز جنبش دانشجویی درگیرش هست را
بررسی کنم آفتهایی که انچنان دست و پای جنبش دانشجویی را بسته است که آن
تحرک و اثرگذاری را نمی بینیم .
۱-جنبش دانشجویی ودولت : این موضوع شامل دو قسمت می
شود اول اینکه دولت چه نگاهی به جنبش دانشجویی دارد و دوم این که جنبش
دانشجویی چه نسبت و رابطه ای با دولت دارد .گر چه قسمت اول نیاز به بررسی
بسیاری دارد و خود مقوله مهمی در تصمیم گیریهای تشکلهای دانشجویی است اما
من قصد پرداختن به آن را ندارم . ان چیزی که می خواهم در مورد آن صحبت کنم
این نکته است که ایا خود تشکلهای دانشجویی در نسبت با دولت جایگاهی را برای
خود مشخص کرده اند ؟ و اگر مشخص کرده اند چیست ؟
از همان زمانی که دولت عدالتخواه نهم بر روی کار آمد افراد خبره و با
تجربه تر کم کم متوجه این مطلب شدند که جنبش دانشجویی باید در پی تبیین
جایگاهی جدید باشد جایگاهی که دیگر وظیفه اش منتقد صرف نیست و. البته کم کم
از تشکلها هم شنیده می شد که ما رابطه مان با دولت حامی منتقد است .
این کلام گرچه زیبا بود اما کافی نبود و در ضمن در فضای واقعی
دانشگاههها اتفاقات دیگری در حال وقوع بود. اگر در دوران اصلاحات هر هفته
منتظر عمل بدعت گونه ای می بودیم تا آن را محگوم کنیم در این دولت هر روز
منتظر حرفها و عملهای انقلابی بودیم تا از آن در فضای دانشگاه حمایت کنیم .
روزی باید برای عده ای ثابت می کردیم که سفرهای استانی دولت عین
عدالتخواهی است روزی هم باید ثابت می کردیم که بیان هولوکاست نه ذلت که عزت
ما را درپی دارد .گویا ما تبدیل به حامیانی صرف شده بودیم البته مدت زمانی
که گذشت از یک طرف آگاه شدن به جریانات و اشتباهات داخل دولت و از طرفی به
یاد آوری این نکته که قرار بود از دولت انتقاد هم بکنیم. با قدمهای آهسته و
آرام شروع به انتقاد از دولت کردیم . اما انتقاداتی که بیش از آنکه اشاره
به رویکردهای دولت باشد به بیان مصداقها می پرداخت.
شاید بپرسید که مگر به جز حمایت از کارهای صحیح و انتقاد از حرکتهای اشتباه چه کاری دیگر باید می شد که نشد ؟
در جواب باید بگویم که گرچه موضع گرفتن در حرکتهای مختلف دولت لازم است .
اما به راستی در این ۵ سال به جز به به و چه چه گفتن دربعضی صحنه ها و نق
نق کردن در صحنه های دیگر تشکلهای دانشجویی چه کرده اند؟ اگرزمانی حامی صرف
دولت بوده ایم امروز از باب اعاده حیثیت از دست چپ وراست رییس جمهور می
نالیم .
تشکلها باید به این سوال جواب دهند که در این مدت ۵ساله کدام بار را از
دوش دولت برداشته اند ؟ چه تحلیل جدیدی به مسئولان امر ارائه داده اند و
کدام نقدشان مبنایی و جدی بوده است ؟ نمی گویم که اصلا چیزی نبوده اما
تبدیل به یک گفتمان غالب نشده است .به راستی راه حل چیست ؟
راه حل:
باید در این باره بیشتر اندیشید اما آنچیزی که به ذهن من می رسد را بیان می کنم :
۱- ادبیات نقد ما باید چگونه باشد ؟
{يك سؤال اين بود كه آيا جريان دانشجوئى ميتواند آنجائى كه ايرادى به
نظرش مىآيد، سؤال كند؟ پاسخ اين است كه بله، بايد سؤال كنيد. ايرادى ندارد
كه سؤال كنيد؛ به شرط اينكه همان طور كه خود اين برادر هم گفت، قضاوت
نكنيد؛ اما سؤال كنيد. بهترين روش سؤال و پاسخ هم اين است كه مسئولين
بيايند توى مجموعههاى دانشجوئى. من همين جا از مسئولين درخواست ميكنم كه
ديدارهاى دانشجوئىشان را زياد كنند. امروز بهترين قشرهاى كشور اينهايند؛
هم جوانند، هم باسوادند، هم تحصيلكردهاند، داراى فهمند، داراى انگيزهاند؛
مسئولين بروند شركت كنند.} (۱/۶/۸۹)رهبر انقلاب
{مراقبت كنيد طرح سؤال را مخلوط نكنيد و اشتباه گرفته نشود با معارضه.
آن چيزى كه من قبلها هم گفتهام، بارها هم گفتهام، الان هم ميگويم، اين
است كه جريان دانشجوئى يا جنبش دانشجوئى يا هر چيز ديگر كه اسمش هست، تصور
نكند كه وظيفهاش اين است كه با دستگاه متولى امر و متصدى ادارهى كشور
معارضه كند؛ نه، اين خطاست؛ چه لزومى دارد؟ معارضه كردن كه كارِ هميشه
درستى نيست؛ ممكن است يك جا درست باشد، يك جا درست نباشد. مهم اين است كه
شما حرفتان را مطرح كنيد، استدلالتان را مطرح كنيد، پاسخ قانع كنندهاى
بخواهيد؛ مسئولين هم بايد پاسخ بدهند.}
(۱/۶/۸۹) رهبر انقلاب
۲-تصمیم ساز و گفتمان ساز بودن : که در این راستا باید
موانع راه انقلاب را شناخت و به اساتید حوزوی و دانشگاهی منتقل کرد و از
دل این مباحث راهکارهایی را به مسئولین ارائه داد و از آنها مطالبه کرد .
{گفته شد توانائى تصميمسازى و تصميمگيرى. اينجا من اين مطلب را پرداخت
كنم. توانائى تصميمسازى خيلى خوب است. توانائى تصميمگيرى يكى از مشكلاتى
است كه اگر وارد محيط دانشجوئى شد، خيلى از هنجارهاى مطلوب و درست را به
هم خواهد زد؛ اين تجربهى ماست. بگذاريم دانشجو با فكر خود، با زبان باز
خود، با تعلق كم خود، با گفتار و عمل خود، تصميمسازى كند. تصميمگيرى را
بگذاريم كسى بكند كه بتوان از او سؤال كرد و او مسئول و پاسخگو باشد.
بنابراين دنبال اين نباشيم كه محيط دانشجوئى، محيط تصميمگيرىِ براى اقدام
باشد؛ اين نه به نفع دانشجوست، نه به نفع آن اقدام. دنبال اين باشيم كه
محيط دانشجوئى تصميمسازى كند؛ يعنى گفتمانسازى كنيدـ}.14/2/1387 رهبر انقلاب
قسمت دوم
مطالبه یا مطالعه ؟
اگر
زمانی از کم مطالعه بودن دانشجویان فعال تشکلها نگران بودیم گویا امروز
دچار نقض دیگری شده ایم . ما شاهدیم دانشجویان مسلمان بیش از آنکه به
فعالیتهای داخل تشکلی علاقه نشان بدهند به کلاسها و حلقه های معرفتی گرایش
یافته اند . اینگونه رفتارها بیش از آنکه ربطی به روحیات جمع گرایانه افراد
داشته باشد بیشتر ناشی از یک حس کمال جویی فرد گرایانه دارد و فعالیتهای
جمعی را مانعی در برابر آن می یابد .اغلب تجربه ها هم نشان داده که این
حرکتها به تدریج تبدیل به حلقه های روشنفکرانه می شود تا حرکتهای انقلابی .
در مخالفت با این نظر عده ای از دانشجویان مسلمان که
دارای احساسات پاک انقلابی بودند آفت اول را درک کردند و روی به حرکتهای
عملگرایانه تری آوردند. اما گویا این بار هم قرار بود ما از این طرف بام
بیفتیم . در واقع گرچه مقتضای جنبش دانشجویی عملگرایی و حرکتهای رادیکالی
است اما اگر در پشت آن حرکت تدبیر و فهم لازم نباشد تبدیل به آشوبی کور می
شود و چه بسا باعث تشویش شود . در واقع افرادی که اولیات انقلابی بودن را
نمی دانستند حرف از صدور انقلاب می زدند . این گروه هم بیشتر یاد آور این
جمله بودند : دهانهای باز و مشتهای گره کرده .
راه حل چیست ؟
۱- ما هنوز ادب مطالبه کردن را بلد نشدیم و فکر می کنیم
که مطالبه کردن از راحت ترین کارهاست در صورتی که اینطور نیست و بلکه
برعکس است .
(جوان بايد مطالبه كند، بايد احساس كند كه اين مطالبه
سودمند است، ثمربخش است؛ و تشويق بشود بر اين مطالبه و بايد احساس كند كه
او فقط مسئوليتش طرح سؤال و پرتاب كردن يك شعار نيست، كه بگويد خوب، ما كار
خودمان را كرديم؛ نه، پيگيرى كردن، مطالعه كردن، دربارهى مسئله انديشيدن،
آن را پخته كردن، راهِ كارِ اجرائى را براى آن جستجو كردن، براى طرحش با
مراكز دستاندركار و مجرى تلاش كردن و فعاليت كردن و بالاخره خود وارد
ميدان كار شدن، اينها جزء وظايف و تكاليف جوان ماست كه اين را هم بايستى
جوان ما درك كند؛ در كنار آن مطالبه و طلبگارى و مدعا داشتن كه عرض كرديم.)
رهبر انقلاب۱۷/۷/۸۶
۲- نکته دیگری که باید به آن توجه داشت این است که گرچه
خیلی از رشدها بر اثر یحثهای معرفتی و آموزشی رخ می دهد اما آنهایی که
قدری در کوران کار تشکیلاتی قرار داشته ائن تایید می کنند که بزرگترین
رشدها در فهالیتهای جمعی است .
قسمت سوم
مستقل بودن و راهنمای امین
یکی از آفتهایی که جنبش دانشجویی مخصوصا در
پیش از انقلاب درگیر آن بود مسئله وابستگی به احزاب و گروههای بیرون از
دانشگاه و پیاده نظام شدن برای آنها بود . گرچه امروز تشکلها به برکت
بصیرتشای این آفت را ریشه کن کرده اند اما باید توجه داشت که تا رسیدن به
استقلال واقعی مسیر باقی است و زمانی این استقلال محقق می شود که تشکلها
فارغ از جنجالهای سیاسی و رسانه ای بتوانند مسایل اصلی را تشخیص داده و
تحلیل و موضع خود را ارائه دهند.
شاید بپرسید که چه طور میتوان به این مرحله
رسید؟ ما باید بدانیم زمانی استقلال واقعی میسر می شود که دلبستگی عمیق به
اهداف و آرمانها پیدا کنیم و از همه منفعت طلبیها دل کنده باشیم . و البته
این دل بستگی در گرو داشتن راهنماهای امین در زمینه های مختلف اسنت .
راهنمای امین است که با تبیین اهداف و راه مستقیم و همچنین نشان دادن موانع
در راه سبب می شود که دانشجویان از قید منفعت طلبیهای گروهی و حسابرسی های
شخصی آزاد شوند و جز به مصلحت اصلی که همان مصلحت اسلام و انقلاب است
نیندیشند . اگر این امر محقق شود میتوان امیدوار بود که جنبش دانشجویی از
یک دنباله رو در فضای اجتماعی و سیاسی به در آید و نقش پیشرو را در معادلات
سیاسی و اجتماعی و رسانه ای ما ایفا کند .
اما در این راه از وجود افرادی که قیافه ی
راهنما و دلسوز به خود می گیرند ولی حرکت دانشجویی را جز برای رسیدن به
اغراض گروهی و شخصی نمی خواهند نباید غافل بود و چه بسا آنها با ادعای
انقلابیگری و عدالتخواهی به میدان بیایند . باید دانست که این افراد طی این
سالهای اخیر بزرگترین ضربه را به استقلال جنبش دانشجویی زده اند و اینجاست
که ظرافت انتخاب راهنما برای ما مشخص می شود .
در پایان ذکر دو نکته را ضروری میبینم اول
اینکه باید توجه داشت که یکی از بهترین و امینترین راهنماها برای جنبش
دانشجویی اعضای فعال سابق تشکلها هستند که به تعبیری نشانه عقبه هویتی و
فکری جنبش دانشجویی هستند که می توانند در بسیاری از زمینه ها مخصوصا مباحث
تشکیلاتی راهبرنده باشند . نکته دوم که البته به توضیح طولانی تری نیاز
دارد اما فعلا به اختصار می گویم بحث ارتباط با روحانیت انقلابی است که
استانداردهای آن را امام در منشور روحانیت بیان کرده اند و تا زمانی که
جنبش دانشجویی همراه با آنها حرکت کند از انحراف مصون خواهد ماند .
مسئله داشتن راهنما آنقدر پر اهمیت است که رهبری در اکثر دیدارهای خود با دانشجویان بر آن تاکید ورزیده اند :
(يكى از مسئوليتهاى جريان دانشجوئى، تلاش
براى فهميدن است؛ يعنى تفكر. من به نظرم ميرسد يكى از كارهاى لازم، تشكيل
جلسات فكرى وسيعى است كه مجموعهى دانشجوئى، همراه با مجموعهى حوزوى، با
برنامهريزى خوب، ميتواند به وجود بياورد تا بنشينند دربارهى مسائل
گوناگون فكر كنند.) 7/7/1387
(آن چيزى كه ما از
محيط دانشجوئىمان انتظار داريم، پيشرفت علم، پيشرفت انديشهى سياسى، عمق
انديشهى دينى و ايمان دينى، عمق معرفت دينى و روشنبينى دينى، دست يافتن
به قلمروهاى جديد؛ هم در زمينهى علم، هم در زمينهى سياست، هم در زمينهى
معرفت دينى در محيط دانشجوئى است؛ البته به كمك راهنمايان هر بخشى. شما
براى كار علمى بايد استاد داشته باشيد، براى كار معرفت دينى بايد استاد
داشته باشيد، براى كار سياست هم همينجور است. كار را شما ميكنيد؛ او
راهنمائى ميكند. ) 17/7/1386
امروز باید تشکلهادر این قبال پاسخگو باشند که آیا برای خود راهنمایان درست انتخاب کرده اند؟