تبليغاتX
باشگاه تشکیلات

باشگاه تشکیلات

اولین وبلاگ تخصصی تشکیلات اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان سراسر کشور

بهشتی یک ملت بود برای ملت ما

بسم الله الرحمن الرحیم


با عرض سلام و پوزش به واسطه دیر شدن در به روز رسانی مطلب


خیلی از ما شاید بارها نام شهید بزرگوار دکتر بهشتی را شنیده باشیم و یا حتی با نظریاتش هم آشنا باشیم ولی نمی دانم چقدر با زندگی نامه این شهید بزرگوار آشنا هستیم، برای همین سه فایل زیر را برای آشنا تر شدن با شهید مظلوم دکتر بهشتی برایتان می گزارم



شهید بهشتی از دیدگاه مقام معظم رهبری

شهید بهشتی از زبان خودش

زندگی و مبارزات شهید بهشتی
+ نوشته شده در  دوشنبه دوم اسفند 1389ساعت 6:42 بعد از ظهر  توسط حاشیه نویس  | 

کنترل خشم

بسم الله الرحمن الرحیم



هر وقت خیلی عصبانی شدی،بدان که آن موقع بهترین زمان برای کنترل خشم و عصبانیتت است.


برگرفته از توصیه کویر



+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام دی 1389ساعت 2:22 قبل از ظهر  توسط حاشیه نویس  | 

جذب (تناسب محتوا)

بسم الله الرحمن الرحیم


پیش نوشت : اول یه عذر خواهی از دوست عزیزم شورشگر و کلیه مخاطبان عزیز این وبلاگ به خاطر تاخیر در گذاشتن مطلب و عدم رسیدگی به وبلاگ دارم، البته طبق معمول دلیلش خراب شدن سیستمم داخل خانه و به دلیل مشغله بیش از حد نرسیدم درستش کنم ! 

نکته دومی که متذکر میشوم این است که این یادداشت ها، مطالبی است بسیار ساده ولی در عین حال مهم و تاثیر گزار، پس لطفا با همین دید به این سلسله مطالب نگاه کنید، و دعا بفرمایید. خوب بریم سر اصل مطلب

 


یکی از آفت هایی که در این روزگار گریبان گیر تشکل های دانشجویی شده است، عدم تناسب در محتوایی است که برای جذب مد نظر قرار می گیرد با ایدئولوژی و مبناهای فکری !

همه ما می دانیم که جامعه اسلامی دانشجویان افتخار دارد دیدگاه های دینی اش بر اساس اندیشه شهید مطهری شکل گرفته است و تشکیلاتش بر اساس اندیشه های شهید بهشتی و در مسائل حکومتی هم پیرو اندیشه ولایت مطلقه فقیه و تابع ولی فقیه زمانش است، ببینید دوستان ما بر اساس مبناهای فکری و تحلیلی خود باید عضو گیری کنیم و برای خودمان بین عضو و مخاطب فرق قائل باشیم(ان شاالله در مقاله ای علت و توضیح این نکته را عرض خواهم کرد)

اما گاها رفتارها و حرکاتی شکل می گیرد که اصلا تناسبی با این مبناها ندارد، مثال(البته نمی دانم که این مثال در واقعیت هم اتفاق افتاده است یا خیر، ولی مطمئنم با روند پیش رو این اتفاق خواهم افتاد!)

مثال : یک تشکل دانشجویی در ابتدای سال تحصیلی جدید برای جذب عضو، اقدام به برگزاری یک اردوی سیاحتی و تفریحی می کند. خوب همه ما به خوبی میدانیم اردو برگزار کردن چقدر هزینه و زحمت دارد در حالی که برگزاری اردوهایی این گونه کار کانون های گردشگری است و ما مکان تفریحی نیستیم که بخواهیم برای جذبمان از اردوهای تفریحی استفاده کنیم، اما برویم سراغ نتیجه برگزاری چنین اردویی

نتیجه : با توجه به این که اردو، یک اردوی تفریحی است، قریب به اتفاق کسانی که در اردو شرکت می کنند برای این امر می آیند و پس از پایان اردو شاید یکبار دیگر هم آن ها را داخل دفتر خود نبینید! چرا ؟ زیرا در طول اردو متوجه می شود، که تشکل شما یک تشکل فکری و . . . است که اصلا هم خوانی با این فرد ندارد که بخواهد بیاید از محیط شما استفاده ببرد و ضمنا شما هم در طول اردو تلاشی برای این امر نکرده اید، از طرف دیگر شاید بعد از برگزاری اردو طرف چندین باری هم به دفتر شما مراجعه کند، اما با مشاهده این که آن چیزی که داخل اردو دیده است با آن چیزی که هم اکنون در دفتر شما متفاوت است، در آینده نزدیک احتمالا دیگر به شما سر نخواهد زد، و شما کلیه هزینه مادی و زمانی کرده اید و متاسفانه در آخر نتیجه ای که می بایست را نخواهید گرفت

راه کار : راه کار را در قالب یک مثال خواهم گفت ( برگزاری اردو بر اساس پارامترهایی که خودشان سبب فیلترینگ مخاطب و نزدیک شدن به قشر مخاطب اصلی خودمان می شود )

شما می توانید یک اردوی قم-جمکران برای جدید الورودها برگزار کنید که داخل آن دیدار یا یکی از مراجع هم داخل آن گنجانیده شده است و یک برنامه آموزشی هم کنارش قرار گرفته است

نکات قابل توجه : با انتخاب اردوی قم جمکران، مخاطبی که در اردوی شما شرکت می کند محدودتر می شود و از قشر مذهبی تر علاقه مند به شرکت در این اردو هستند

2-دیدار با یکی از مراجع علاوه بر این که بر اعتبار اردوی شما می افزاید، سبب آشنایی بچه ها با یکی از مراجع تقلید که به راستی حق بزرگی به گردنمان دارند می شود

3-یک برنامه ساده آموزشی از قبیل یک سخنرانی متوسط با موضوعی متناسب با حال و هوای اردو می تواند، به محتوای فکری آموزشی اردو کمک کند

4-یک پک فرهنگی ساده هم اگر بتوانید ضمیمه کار کنید: در آن می توانید جزوه ای برای معرفی خودتان، جزوه یا کتاب مورد نظر و یک هدیه قرار دهید(دیگه بستگی به سلیقه و سطح فعالیتتان دارد)

5-حتما حتما چاشنی تفریح و شادی و رفاقت باید داخل اردو زیاد باشد.

6-سعی کنید حتما یکی دو نفر همراه نیز از بچه های قدیمی تر دفترتان در این اردو با خود ببرید.

7- یکم هم خودتون فکر کنید چه کارهای دیگه ای میتونید بکنید ( :چشمک)

*البته قول می دهم در یک مقاله چگونگی برگزاری اردوهای آموزشی، جذبی، تشکیلاتی موفق را توضیح دهم.

نتیجه: همان طور که می خواستید، عده ای که حداقل سازگاری بیشتری با مجموعه تان دارند با شما حداقل یک شبانه روز همراه بوده اند و کمی با مبانی فکری و عقیدتی شما آشنا شده اند و کسانی که هم خوانی لازم را در خودشان پیدا کنند، حتما جذب شما خواهند شد.

این طور حداقل می توان گفت، از مورد قبلی موفق تر بودید!



+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم دی 1389ساعت 3:4 قبل از ظهر  توسط حاشیه نویس  | 

جذب (مهمترین و بهترین زمان برای جذب نیرو)

بسم الله الرحمن الرحیم

پیشنوشت :

1-این سلسله یادداشت ها متاسفانه هنوز به صورت منظمی مدون نشده است، ولی سعی شده است موضوعات و مسائل مختلف را مد نظر قرار داد تا قسمتی از نوشته ها آموزشی و ایده دهنده باشد و قسمت دیگری اشاره ای به آسیبهای موجود بکند

2-خیلی از مباحثی که مطرح می شود ممکن است نکات بسیار ساده تشکیلاتی باشد، ولی شما بدانید که با رعایت همین نکات ساده است که موفق خواهید شد

مهمترین و بهترین زمان برای جذب نیرو چه زمانی است ؟

بله خیلی از ماها این را می دانیم که این زمان زمانی نیست جزء هفته های ابتدایی سال تحصیلی جدید، ولی من می گویم متاسفانه اشتباه کردید!!!

بهترین زمان برای جذب هفته اول سال تحصیلی جدید است و یا بهتر بگویم موقع تحویل مدارک و ثبت نام است، همان موقعی که بسیاری از جدید الورودها، هیچ اطلاعاتی نسبت به قسمتهای مختلف دانشگاه ندارند و همان موقعی است که با انبوهی از سوالات و ابهامات در ذهنشان طرف هستند

اما شاید عده ای این سوال در ذهنشان ایجاد بشود، که این دید شما برای کمک به جدیدالورودها یک دید مادی و سود گرا است، اما واقعا این طور نیست، حداقل اتفاقی که می افتد شما در این زمان به یکسری دانشجوی بیچاره که به واسطه ضعف در سیستم های اطلاع رسانی دانشگاه و . . . دچار ابهام و ایراد هستند کمک کرده اید و از طرف دیگر حداقل با یکسری از این افراد آشنا می شوید و تعدادی از آن ها نیز با شما آشنا خواهند شد و همین امر باعث خواهد شد در وهله اول، خیلی از دانش جویانی که تا آخر تحصیل شاید اسم مجموعه شما را نخواهند شنید، یک آشنایی ابتدایی و یک خاطره خوب از شما در ذهنشان باشد و از طرف دیگر کسانی که علاقه مندی بیشتری نسبت به شما دارند، در ادامه با مراجعه به شما با وسعت و سطح فعالیتهایتان آشنا خواهند شد و در صورت تمایل جذب می شوند.

راه کار: یک ستاد برای استقبال از دانشجویان جدیدالورود تشکیل دهید و در آن ستاد برای چگونگی استقبال از دانشجویان جدیدالورود برنامه ریزی کنید

چند نمونه از کارهایی که میتوان انجام داد: ایجاد محل هایی برای پاسخ به سوالات دانشجویان جدیدالورود، تهیه نقشه ای از دانشگاه، تهیه یک نشریه ویژه جدیدالورودها، تهیه بسته های فرهنگی ویژه جدیدالورودها و . . .

نکته: سلیقه و نوآوری های شما می تواند در این بخش بسیار مفید واقع شود


پی نوشت :

1-خوب بالاخره طرح هدفمندی یارانه ها نیز آغاز شد و ما خدا را شاکریم که این طرح ملی به مرحله اجرا رسید

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام آذر 1389ساعت 11:46 بعد از ظهر  توسط حاشیه نویس  | 

جذب (ضعف مدیریت در پاسخ گویی به جدید الورودها)

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام ، اول عذر خواهی میکنم از این همه تاخیر در به روز کردن وبلاگ، آن هم دلیلش چیزی نیست، جز خراب شدن کامپیوتر بنده!

به فضل الهی از امروز ، هر چند روز یکبار می خواهم راجع به راه کارهای جذب نیرو و همین طور آسیبهایی که در این زمینه وجود دارد مطلب بنویسم ، امیدوارم که مفید به فایده واقع شود


علی یک جدید الورود است که وارد دانشگاه شده است، در همان روزهای ابتدایی مواجه می شود با انبوه تبلیغات و برنامه های مجموعه های مختلف در دانشگاه، بالاخره پس از چندین روز فکر کردن و مشورت و ... ، عضو مجموعه ما می شود، شور و حال علی آقا خیلی زیاد است و مدام از سوابق مجموعه ما و کارهایی که کردیم، علت تشکیلمان، چه کارهایی میخواهیم بکنیم و ... می پرسد و فعالانه به دنبال این سوال های می گردد؛ ولی متاسفانه، یا کسی نیست که به خوبی بتواند جوابهای علی آقا را بدهد و او را قانع کند و یا کسی نیست که ارزشی برای علی آقا قائل باشد که به سوال هایش پاسخ بدهد و یا اصلا پاسخ خیلی از سوال های علی آقا را نمی دانیم !

نتیجه : علی آقا در کمتر از یکی دو هفته از مجموعه ما می رود و دیگر مطمئن باشید تا پایان مدت تحصیلش نه تنها وی را نخواهیم دید، بلکه هر کدام از دوستان و یا همفکرانش را هم که می خواهند به مجموعه ما بپیوندند از این امر منصرف می کند !

راه کار : قبل از هر چیز یک بازخوانی از زمینه های فکری - اعتقادی خود داشته باشیم و بدانیم برای چه جمع شده ایم و می خواهیم چه کار کنیم، بعد از آن حداقل یکی دو نفر آدم مطلع از این اطلاعات و خوش برخورد داخل مجموعه مان داشته باشیم که همیشه پاسخ گوی سوالات افراد گوناگون باشند، در مرحله بعدی سعی در تدوین جزوه ای داشته باشیم، که خیلی از این مطالب را داخل آن بگوییم و به افراد بدهیم و پس از مطالعه افراد، به جای پاسخ به همه سوالاتشان، فقط به ابهاماتی که هنوز در ذهنشان مانده است پاسخ دهیم


ادامه دارد . . . ( قسمت بعدی، مهمترین و بهترین زمان جذب )


پی نوشت :

1-ایام سوگواری سرور و سالار شهیدان بر همگاه تسلیت باد .

2-نمی دانم کی میخواهد این بمب گزاری ها و این کشت و کشتارها تمام شود (اشاره به حادثه چابهار) ولی همین را می دانم که نامردانی که کشور را به هم ریختند و آب به آسیاب دشمن ریختند و نیروهای اطلاعاتی و امنیتی را مشغول خودشان کردند باید فردای قیامت پاسخ گوی این خون ها باشند.

3-ما را چه به سیاست ! ولی بعضی وقت ها نمی دانم راجع به تصمیمات دکتر چی بگم (اشاره به عزل ناگهانی متکی ) ولی همین قدر می تونم بگم، مثل خیلی کارهای دیگه اش، اولین نفره !

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم آذر 1389ساعت 7:56 بعد از ظهر  توسط حاشیه نویس  | 

آسیب شناسی جنبش دانشجویی

بسم الله الرحمن الرحیم


سلام ، من متنی را که قولش را داده بودم ، دارم مینویسم ، ولی چون متن خیلی طولانیه و می خواهم توی چند قسمت ارائه اش بکنم و کمی هم دقیق تر باشد ، برای همین فعلا یا متن آماده بشه ، یک متن قابل تامل برایتان می گزارم


نویسنده : مسعود رضایی

قسمت اول

در این متن سعی دارم آفتهایی را که امروز جنبش دانشجویی درگیرش هست را بررسی کنم آفتهایی که انچنان دست و پای جنبش دانشجویی را بسته است که آن تحرک و اثرگذاری را  نمی بینیم .

۱-جنبش دانشجویی  ودولت : این موضوع شامل دو قسمت می شود اول اینکه دولت چه نگاهی به جنبش دانشجویی دارد و دوم این که جنبش دانشجویی چه نسبت و رابطه ای با دولت دارد .گر چه قسمت اول نیاز به بررسی بسیاری دارد و خود مقوله مهمی در تصمیم گیریهای تشکلهای دانشجویی است اما من قصد پرداختن به آن را ندارم . ان چیزی که می خواهم در مورد آن صحبت کنم این نکته است که ایا خود تشکلهای دانشجویی در نسبت با دولت جایگاهی را برای خود مشخص کرده اند ؟ و اگر مشخص کرده اند چیست ؟

از همان زمانی که دولت عدالتخواه نهم بر روی کار آمد افراد خبره و با تجربه تر کم کم متوجه این مطلب شدند که جنبش دانشجویی باید در پی تبیین جایگاهی جدید باشد جایگاهی که دیگر وظیفه اش منتقد صرف نیست و. البته کم کم از تشکلها هم شنیده می شد که ما رابطه مان با دولت حامی منتقد است .

این کلام گرچه زیبا بود اما کافی نبود و در ضمن در فضای واقعی دانشگاههها اتفاقات دیگری در حال وقوع بود. اگر در دوران اصلاحات هر هفته منتظر عمل بدعت گونه ای می بودیم تا آن را محگوم کنیم در این دولت هر روز منتظر حرفها و عملهای انقلابی بودیم تا از آن در فضای دانشگاه حمایت کنیم . روزی باید برای عده ای ثابت می کردیم که سفرهای استانی دولت عین عدالتخواهی است روزی هم باید ثابت می کردیم که بیان هولوکاست نه ذلت که عزت ما را درپی دارد .گویا ما تبدیل به حامیانی صرف شده بودیم البته مدت زمانی که گذشت از یک طرف آگاه شدن به جریانات و اشتباهات داخل دولت و از طرفی به یاد آوری این نکته که قرار بود از دولت انتقاد هم بکنیم. با قدمهای آهسته و آرام شروع به انتقاد از دولت کردیم .  اما انتقاداتی که بیش از آنکه اشاره به رویکردهای دولت باشد به بیان مصداقها می پرداخت.

شاید بپرسید که مگر به جز حمایت از کارهای صحیح و انتقاد از حرکتهای اشتباه چه کاری دیگر باید می شد که نشد ؟

در جواب باید بگویم که گرچه موضع گرفتن در حرکتهای مختلف دولت لازم است . اما به راستی در این ۵ سال به جز به به و چه چه گفتن دربعضی صحنه ها و نق نق کردن در صحنه های دیگر تشکلهای دانشجویی چه کرده اند؟ اگرزمانی حامی صرف دولت بوده ایم امروز از باب اعاده حیثیت از دست چپ وراست رییس جمهور می نالیم .

تشکلها باید به این سوال جواب دهند که در این مدت ۵ساله کدام بار را از دوش دولت برداشته اند ؟ چه تحلیل جدیدی به مسئولان امر ارائه داده اند و کدام نقدشان مبنایی و جدی بوده است ؟ نمی گویم که اصلا چیزی نبوده اما تبدیل به یک گفتمان غالب نشده است .به راستی راه حل چیست ؟

راه حل:

 باید در این باره بیشتر اندیشید اما آنچیزی که به ذهن من می رسد را بیان می کنم :

۱- ادبیات نقد ما باید چگونه باشد ؟

{يك سؤال اين بود كه آيا جريان دانشجوئى ميتواند آنجائى كه ايرادى به نظرش مى‌آيد، سؤال كند؟ پاسخ اين است كه بله، بايد سؤال كنيد. ايرادى ندارد كه سؤال كنيد؛ به شرط اينكه همان طور كه خود اين برادر هم گفت، قضاوت نكنيد؛ اما سؤال كنيد. بهترين روش سؤال و پاسخ هم اين است كه مسئولين بيايند توى مجموعه‌هاى دانشجوئى. من همين جا از مسئولين درخواست ميكنم كه ديدارهاى دانشجوئى‌شان را زياد كنند. امروز بهترين قشرهاى كشور اينهايند؛ هم جوانند، هم باسوادند، هم تحصيلكرده‌اند، داراى فهمند، داراى انگيزه‌اند؛ مسئولين بروند شركت كنند.} (۱/۶/۸۹)رهبر انقلاب

{مراقبت كنيد طرح سؤال را مخلوط نكنيد و اشتباه گرفته نشود با معارضه. آن چيزى كه من قبلها هم گفته‌ام، بارها هم گفته‌ام، الان هم ميگويم، اين است كه جريان دانشجوئى يا جنبش دانشجوئى يا هر چيز ديگر كه اسمش هست، تصور نكند كه وظيفه‌اش اين است كه با دستگاه متولى امر و متصدى اداره‌ى كشور معارضه كند؛ نه، اين خطاست؛ چه لزومى دارد؟ معارضه كردن كه كارِ هميشه درستى نيست؛ ممكن است يك جا درست باشد، يك جا درست نباشد. مهم اين است كه شما حرفتان را مطرح كنيد، استدلالتان را مطرح كنيد، پاسخ قانع كننده‌اى بخواهيد؛ مسئولين هم بايد پاسخ بدهند.}
(۱/۶/۸۹) رهبر انقلاب

۲-تصمیم ساز و گفتمان ساز بودن : که در این راستا باید موانع راه انقلاب را شناخت و به اساتید حوزوی و دانشگاهی منتقل کرد و از دل این مباحث راهکارهایی را به مسئولین ارائه داد و از آنها مطالبه کرد .

{گفته شد توانائى تصميم‏سازى و تصميم‏گيرى. اينجا من اين مطلب را پرداخت كنم. توانائى تصميم‏سازى خيلى خوب است. توانائى تصميم‏گيرى يكى از مشكلاتى است كه اگر وارد محيط دانشجوئى شد، خيلى از هنجارهاى مطلوب و درست را به هم خواهد زد؛ اين تجربه‏ى ماست. بگذاريم دانشجو با فكر خود، با زبان باز خود، با تعلق كم خود، با گفتار و عمل خود، تصميم‏سازى كند. تصميم‏گيرى را بگذاريم كسى بكند كه بتوان از او سؤال كرد و او مسئول و پاسخگو باشد. بنابراين دنبال اين نباشيم كه محيط دانشجوئى، محيط تصميم‏گيرىِ براى اقدام باشد؛ اين نه به نفع دانشجوست، نه به نفع آن اقدام. دنبال اين باشيم كه محيط دانشجوئى تصميم‏سازى كند؛ يعنى گفتمان‏سازى كنيدـ}.14/2/1387 رهبر انقلاب

قسمت دوم

مطالبه یا مطالعه ؟

اگر زمانی از کم مطالعه بودن دانشجویان فعال تشکلها نگران بودیم گویا امروز دچار نقض دیگری شده ایم . ما شاهدیم دانشجویان مسلمان بیش از آنکه به فعالیتهای داخل تشکلی علاقه نشان بدهند به کلاسها و حلقه های معرفتی گرایش یافته اند . اینگونه رفتارها بیش از آنکه ربطی به روحیات جمع گرایانه افراد داشته باشد بیشتر ناشی از یک حس کمال جویی فرد گرایانه دارد و فعالیتهای جمعی را مانعی در برابر آن می یابد .اغلب تجربه ها هم نشان داده که این حرکتها به تدریج تبدیل به حلقه های روشنفکرانه می شود تا حرکتهای انقلابی .

در مخالفت با این نظر عده ای از دانشجویان مسلمان که دارای احساسات پاک انقلابی بودند آفت اول را درک کردند و روی به حرکتهای عملگرایانه تری آوردند. اما گویا این بار هم قرار بود ما از این طرف بام بیفتیم . در واقع گرچه مقتضای جنبش دانشجویی عملگرایی و حرکتهای رادیکالی است اما اگر در پشت آن حرکت تدبیر و فهم لازم نباشد تبدیل به آشوبی کور می شود و چه بسا باعث تشویش شود . در واقع افرادی که اولیات انقلابی بودن را نمی دانستند حرف از صدور انقلاب می زدند . این گروه هم بیشتر یاد آور این جمله بودند : دهانهای باز و مشتهای گره کرده .

راه حل چیست ؟   

۱- ما هنوز ادب مطالبه کردن را بلد نشدیم و فکر می کنیم که مطالبه کردن از راحت ترین کارهاست در صورتی که اینطور نیست و بلکه برعکس است .

 (جوان بايد مطالبه كند، بايد احساس كند كه اين مطالبه سودمند است، ثمربخش است؛ و تشويق بشود بر اين مطالبه و بايد احساس كند كه او فقط مسئوليتش طرح سؤال و پرتاب كردن يك شعار نيست، كه بگويد خوب، ما كار خودمان را كرديم؛ نه، پيگيرى كردن، مطالعه كردن، درباره‏ى مسئله انديشيدن، آن را پخته كردن، راهِ كارِ اجرائى را براى آن جستجو كردن، براى طرحش با مراكز دست‏اندركار و مجرى تلاش كردن و فعاليت كردن و بالاخره خود وارد ميدان كار شدن، اينها جزء وظايف و تكاليف جوان ماست كه اين را هم بايستى جوان ما درك كند؛ در كنار آن مطالبه و طلبگارى و مدعا داشتن كه عرض كرديم.) رهبر انقلاب۱۷/۷/۸۶

۲- نکته دیگری که باید به آن توجه داشت این است که گرچه خیلی از رشدها بر اثر یحثهای معرفتی و آموزشی رخ می دهد اما آنهایی که قدری در کوران کار تشکیلاتی قرار داشته ائن تایید می کنند که بزرگترین رشدها در فهالیتهای جمعی است .

قسمت سوم

مستقل بودن و راهنمای امین

یکی از آفتهایی که جنبش دانشجویی مخصوصا در پیش از انقلاب درگیر آن بود مسئله وابستگی به احزاب و گروههای بیرون از دانشگاه و پیاده نظام شدن برای آنها بود . گرچه امروز تشکلها به برکت بصیرتشای این آفت را ریشه کن کرده اند اما باید توجه داشت که تا رسیدن به استقلال واقعی مسیر باقی است و زمانی این استقلال محقق می شود که تشکلها فارغ از جنجالهای سیاسی و رسانه ای بتوانند مسایل اصلی را تشخیص داده و تحلیل و موضع خود را ارائه دهند.

شاید بپرسید که چه طور میتوان به این مرحله رسید؟ ما باید بدانیم زمانی استقلال واقعی میسر می شود که دلبستگی عمیق به اهداف و آرمانها پیدا کنیم و از همه منفعت طلبیها دل کنده باشیم . و البته این دل بستگی در گرو داشتن راهنماهای امین در زمینه های مختلف اسنت . راهنمای امین است که با تبیین اهداف و راه مستقیم و همچنین نشان دادن موانع در راه سبب می شود که دانشجویان از قید منفعت طلبیهای گروهی و حسابرسی های شخصی آزاد شوند و جز به مصلحت اصلی که همان مصلحت اسلام و انقلاب است نیندیشند . اگر این امر محقق شود میتوان امیدوار بود که جنبش دانشجویی از یک دنباله رو در فضای اجتماعی و سیاسی به در آید و نقش پیشرو را در معادلات سیاسی و اجتماعی و رسانه ای ما ایفا کند .

اما در این راه از وجود افرادی که قیافه ی راهنما و دلسوز به خود می گیرند ولی حرکت دانشجویی را جز برای رسیدن به اغراض گروهی و شخصی نمی خواهند نباید غافل بود و چه بسا آنها با ادعای انقلابیگری و عدالتخواهی به میدان بیایند . باید دانست که این افراد طی این سالهای اخیر بزرگترین ضربه را به استقلال جنبش دانشجویی زده اند و اینجاست که ظرافت انتخاب راهنما برای ما مشخص می شود .

در پایان ذکر دو نکته را ضروری میبینم اول اینکه باید توجه داشت که یکی از بهترین و امینترین راهنماها برای جنبش دانشجویی اعضای فعال سابق تشکلها هستند که به تعبیری نشانه عقبه هویتی و فکری جنبش دانشجویی هستند که می توانند در بسیاری از زمینه ها مخصوصا مباحث تشکیلاتی راهبرنده باشند . نکته دوم که البته به توضیح طولانی تری نیاز دارد اما فعلا به اختصار می گویم بحث ارتباط با روحانیت انقلابی است که استانداردهای آن را امام در منشور روحانیت بیان کرده اند و تا زمانی که جنبش دانشجویی همراه با آنها حرکت کند از انحراف مصون خواهد ماند .  

 مسئله داشتن راهنما آنقدر پر اهمیت است که رهبری در اکثر دیدارهای خود با دانشجویان بر آن تاکید ورزیده اند :

(يكى از مسئوليتهاى جريان دانشجوئى، تلاش براى فهميدن است؛ يعنى تفكر. من به نظرم ميرسد يكى از كارهاى لازم، تشكيل جلسات فكرى وسيعى است كه مجموعه‏ى دانشجوئى، همراه با مجموعه‏ى حوزوى، با برنامه‏ريزى خوب، ميتواند به وجود بياورد تا بنشينند درباره‏ى مسائل گوناگون فكر كنند.) 7/7/1387

(آن چيزى كه ما از محيط دانشجوئى‏مان انتظار داريم، پيشرفت علم، پيشرفت انديشه‏ى سياسى، عمق انديشه‏ى دينى و ايمان دينى، عمق معرفت دينى و روشن‏بينى دينى، دست يافتن به قلمروهاى جديد؛ هم در زمينه‏ى علم، هم در زمينه‏ى سياست، هم در زمينه‏ى معرفت دينى در محيط دانشجوئى است؛ البته به كمك راهنمايان هر بخشى. شما براى كار علمى بايد استاد داشته باشيد، براى كار معرفت دينى بايد استاد داشته باشيد، براى كار سياست هم همينجور است. كار را شما ميكنيد؛ او راهنمائى ميكند. ) 17/7/1386

امروز باید تشکلهادر این قبال پاسخگو باشند که آیا برای خود راهنمایان درست انتخاب کرده اند؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم آذر 1389ساعت 11:11 قبل از ظهر  توسط حاشیه نویس  | 

نقشه راه دانشجویان دانشگاه اسلامی


بسم الله الرحمن الرحیم


به مناسبت نزدیک شدن به روز دانشجو و همین طور روز وحدت حوزه و دانشگاه ، آنچه در ذیل می‌آید محورهای اصلی بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در جمع دانشجویان  و یا خطاب به آنان از سال 1368 الی 1388 است؛

این نقشه‌های راه در 6 موضوع  تنظیم شده‌اند

لازم به ذکر است کتاب سایه سار ولایت ( 6 جلدی + 1 جلد خلاصه 6جلد ) متن کامل صحبتهای مقام معظم رهبری در جمع دانشجویان و یا خطاب به آن هاست، که با مطالعه ی کامل آن می توانید، تسلط خوبی بر این مباحث به دست آورید و شاه کلیدهای زیادی برای این که چه کار باید بکنید و انتظارات حضرت آقا از دانشگاه چیست به دست شما می رسد.


1- وظیفه ی دانشجویان

» پوستر
» فایل کم حجم


2-بسیج دانشجویی


» پوستر
» فایل کم حجم



3- توسعه ی علم


قسمت اول:
» پوستر

قسمت دوم:
» پوستر

» فایل کم حجم



4- حوزه و دانشگاه


» پوستر
» فایل کم حجم



5- آزادی

» پوستر
» فایل کم حجم



6-مدیریت تحول

» پوستر

» فایل کم حجم


پی نوشت :

1- خدا را شکر که بالاخره اساس نامه جاد هم اصلاح شد.

2- ضمن پوزش از همه دوستانی که کامنت گذاشته بودند، دو پست قبلی وبلاگ، با نظر مدیریت به قسمت ثبت موقت انتقال یافت، چون تیم مدیریت وبلاگ نظرشان بر این بود که چنین مباحثی اصلا نباید این گونه در این وبلاگ تشکیلاتی مطرح میشده و اگر نبود وساطت بنده و چند دوست دیگر، شاید همان روزهای اول پست ها را پاک می کردند !

3- پیشاپیش عید سعید غدیر خم را به همه شما بزرگواران تبریک می گویم.

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم آذر 1389ساعت 1:43 قبل از ظهر  توسط حاشیه نویس  |