یادداشت های تشکیلاتی سید احمد موسوی

چرک نویس (از طرف باشگاه تشکیلات):
اول: مطلب فوق العاده ای متعلق به چند سال پیش از سید احمد موسوی عزیز است که روح خودش هم از وجود چنین مطلبی بی خبر است! نمی دانم آیا سیداحمد هنوز هم با این مطالب خود موافق است؟ من که خودم با یک قسمت کوچکش مشکل دارم که البته مهم نیست!
دوم: همانطور که بارها گفته ام، برای خواندن این مطالب آنها را دانلود کنید تا حتما سر فرصت بخوانید و یا حتی آنها را پرینت گرفته و در قالب یک جزوه در اختیار دوستان دیگر خود قرار دهید.
سوم: خدایا تو شاهد باش که برای تهیه و انتشار این مطالب و جلوگیری برای ازبین نرفتن آنها چقدر ذوق داشتم و از تنهایی و بی تفاوتی یاران خون دلها خوردم. خدایا تو شاهد باش که این سخن از سر بی تقوایی و خودبزرگ بینی که مرا بدان متهم می کنند نیست. تو خود میدانی که چندسال در سکوت زیر دست بزرگانی فعالیت کردم و مدتی جست وجو و مشاهده کردم تا بتوانم مباحثی را یاد بگیرم؛ اما امروز را گوش شنوایی نیست و دست و بال ما هم بسته است!
بسم الله الرحمن الرحیم. چون من خودم جامعه ای هستم باید سه تار جامعه را آتشین تر بنوازم برای همین معذرت می خواهم از اینکه وسط کار سه تارش بی تار شود و صدایش تبدیل به جیغ کمانچه شود.
واجبات شرعی- تشکیلاتی:
- در تشکل باید افراد ارزش واقعی داشته باشند؛ ارزش واقعی یعنی اینکه برگه عضویتش را پاره نکنی، یعنی به افکار او احترام بگذاری. ارزش واقعی نه اینکه هی به هم تعارف تیکه پاره کنیم. این تعارفات برخلاف تصور یعنی له کردن شخصیت طرف مقابل. با این کار او را در رودربایستی قرار می دهیم و آنوقت دیگر او خودش نیست، دیگر حرف خودش را نمی زند. البته این تعارفات برای یک نفر کارگر می افتد برای آن کس که هیچ حرفی برای گفتن در هیچ زمینه ای ندارد و من آن را چغندر می نامم. این تعارفات موجب می شود که تازه او شخصیت پیدا کند و به خوبی فیلمی که برایش نوشته شده است را بازی کند.
- به دبیر باید احترام گذاشت اما نه از نوع همان تعارفات چون حتی او را هم در رودربایستی قرار می دهد و او هم نمی تواند خودش باشد. اما احترام به دبیر هم باید مثل احترام به عضو واقعی باشد. یا دبیر را نباید به عنوان دبیر انتخاب کرد و یا اگر انتخاب شد باید دبیر باشد. دبیر واقعی یعنی کسی که مدیر باشد و تمام اجزای سیستم را هماهنگ کند. برای همین باید از تمام اجزای سیستم اطلاع داشته باشد بنابراین نباید افراد از پرس و جوی دبیر ناراحت شوند و باید با هماهنگی او کار کنند. دبیر به غیر از تصمیماتی که شورا می گیرد و یا اموری که خود دبیر به دیگران محول کرده است و یا امور اختصاصی واحدها باید تصمیم گیر نهایی باشد.
- درمورد دبیر و سایر افراد تصمیم گیر در هر قسمت تشکل نباید کودکانه برخورد کرد مثلا نباید شخص تصمیم گیر را دوره کرد و گفت یالا زود تصمیم بگیر، یا این یا آن. فرد تصمیم گیر باید حقیقتا تصمیم گیر باشد نه اینکه همه چیز را بقیه کار کرده و تصمیم گرفته باشند و شخص تصمیم گیر یک بله یا خیر بگوید؛ این اصلا درست نیست. همچنین نباید با تعارفات بی جا فرد تصمیم گیر را در رودربایستی انداخت تا همان تصمیم که ما می خواهیم بگیرد؛ این برای کسانی است که بر روی شخص تصمیم گیر اثرگذاری زیاد دارند. مثلا نباید کسی بگوید «هرچه آقای دبیر گفتند». با این روش سخن گفتن دبیر چاره ای جز تبعیت از آن شخص ندارد. این به جای احترام به دبیر یعنی فحش دادن به دبیر.
- احترام به عضو یعنی اینکه قایم موشک بازی در نیاوریم و اطلاعات را در نهایت ممکن به او منتقل کنیم. نه اینکه با مخفی بازی بین دو یا چند نفر خیال کنیم که می خواهیم افراد را سر آن وقت که لازم است مطلع کنیم. معمولا این رفتار مال افرادی است که یا زیاد فیلم می بینند و یا خیلی در تخیل خود فیلم بازی می کنند و حالا در تشکل می خواهند همان تخیلات خود را دوباره بازی کنند. این افراد نسبت به خود احساس منجی و قهرمان دارند که ناگهان یک اشاره می کند و راه را در لحظه ای که همه وامانده اند به آنها نشان می دهد!
افرادی که مخفی کاری بی جهت زیاد می کنند با مشکل کمبود شخصیت مواجه اند زیرا اگر من بدانم که سخنران نمی آید و بقیه ندانند، این آگاهی که بقیه نمی دانند به من شخصیت می دهد.
همین احساس منجی بودن و قهرمان بودن که ناشی از کمبود شخصیت است موجب می شود که برای افراد دیگر که در تشکل هستند برنامه بریزد و سعی کند با چند مرید خود آن برنامه را اجرا کند؛ مثلا سعی کند برای افراد شرایطی را پیش بیاورد که مثلا به تصور خود صبر آنها را زیاد کند و آنها را امتحان کند. وی سعی می کند که افراد را با این برنامه، به تصور خود، بسازد و رشد دهد. این برخوردها با عضو کثیف ترین و خبیث ترین و نفسانی ترین و شیطانی ترین نوع برخورد است. در تشکل اسلامی هیچ کس نباید خود را بر دیگران برتری بدهد.
میزان برتری ها در تشکل به میزان زحمت کشیدن و عرق ریختن و مسئولیت پذیرفتن و همچنین به میزان فکر و فهم و استدلال داشتن و همچنین به میزان تشکیلاتی بودن و همچنین به میزان تعهد و دینداری طرف است. میزان زیادی از این صفات در همان صفت اول جا می شود بنابراین نباید کسی که از کار فرهنگی و دغدغه و مسئولیت هیچ نمی داند و تمام عمر در کودکی خود سیر می کرد و فقط در تخیلات کودکی خود فعالیت تشکیلاتی و سازمانی انجام داده است در تشکل برتری یابد (نتیجه جذب سوسول ها همین می شود).
- در دفتر باید همیشه فضای بسیجی حکم فرما باشد. بسیج در تعریف رهبری یعنی احساس تکلیف در همه ی لحظات، و کسی که در عمرش هیچ احساس تکلیفی نداشته –اگرچه می تواند از امروز احساس تکلیف داشتن را در خود شروع کند- اما نمی تواند در یک تشکیلات اسلامی اثرگذاری بنیادین داشته باشد. در صورت داشتن همه برتری ها هم هیچ کس نباید برای دیگران برنامه ریزی کند و آن ها را در یک شرایطی که خود نمی دانند چیست قرار دهد زیرا به اندازه کافی شرایط غیرمترقبه برای افراد جدید و قدیم تشکل حضرت حق پیش می آورد که دیگر نیاز به شرایط مصنوعی نیست و باید در آن شرایط ناگهانی سعی کرد اسلامی عمل کرد.
- در تشکل اسلامی باید همه افراد بتوانند سخن خود را با استدلال بیان کنند و همچنین همه باید با فهم استدلال های طرف مقابل با سخن آن برخورد کنند. همه باید نهایت سعی خود را بکنند که با گفتگو به تصمیم برسند و نه الهام و اشاره.
- یکی از کانون های ظهور کمبود شخصیت افراد این است که سعی می کنند به افراد تشکل از دبیر گرفته تا اعضای شورا و تا اعضای دیگر شخصیت بدهند. آنها سعی می کنند با سپردن مسئولیت به او و یا احترامات زیاد مثل اینکه هرچه شما بفرمایید یا حتما از فکر شما استفاده می کنیم و از این حرف ها در طرف احساس شخصیت و اعتماد به نفس ایجاد کنند درحالی که آنها دارند احساس کمبود شخصیت خود را ترمیم می کنند. آنها در حقیقت می گویند که ببین ما چقدر بزرگواریم که به تو مسئولیت دادیم و خودمان مسئولیت های سطح پایین را گرفتیم.
- گفتگو عنصر اساسی در تشکل است و نباید از آن خسته شد و هرکس از گفتگو خسته شده است می تواند برود دنبال زندگیش.
باید بتوانید علایق و باورها و برنامه های خود را با گفتگو به طرف مقابل بفهمانید و با استدلال برتری آنها را نشان دهید و با استدلال ضعف برنامه هایی که با آن مخالفید را بیان کنید.
- طنز در تشکل اسلامی ارزش راهبردی دارد؛ طنز بسیاری از نفاق ها و رودربایستی های غلط را در هم می شکند. طنز و شوخی انسان ها را به هم نزدیک می کند و انسان ها را خودشان می کند. وقتی انسان ها خودشان شدند آن وقت نور است که در تشکل فوران می کند چون وجود جوان های مومن آن هم کسانی که در یک تشکل اسلامی جهاد می کنند، آتشفشان نور است.
- فضای داخل جلسات را زیاد معنوی نکنید حتی با یاد کردن از اهل بیت علیهم السلام. هرچه می کشیم از این سوسول بازی هاست، بگذاریم افراد خودشان باشند. چرا فکر می کنیم که در هر جلسه باید پروانه ای سخن بگوییم؟ چرا معنویت دین را با فضای شب شعر و کبوتر هوا کردن و یک دقیقه سکوت یکی می گیریم! آنها زیباست اما با هویت خود و در جای خود. چرا خیال می کنیم جمع کردن سوسول بازی و معنویت جوان ها را به دین جذب می کند؟
معنویت واقعی یعنی توسل، یعنی همین هیئتی که حسین کیقبادی راه انداخته می نشینیم دور هم و یک زیارت عاشورا و چند حدیث و چند روایت. گوشت می شود به تنتان.
اگر می خواهید «یا اهل بیت» کنید یک حدیث ازشان بخوانید. نه متن های ادبی بی سروته (البته اعتقاد حقیر به ادبیات بر همگان روشن و مبرهن است). نه اینکه بیایید هی خاطرات تخیلی بسازید و هی کله پاچه شهید به مردم نشان بدهید. آقا علیکم بالمتون لا بالحواشی! اگر می خواهید یاد شهدا کنید یک جمله وصیت نامه آنها را بخوانید که امام گفت: پنجاه سال عبادت کردید خدا قبول کند؛ حالا بیایید یکی از این وصیت نامه ها را هم بخوانید.






















