این روزها بازار استانداردسازی برای وبداری و وبگردی بسیار داغ است و هرکس برای خود اصولی می سازد و بر اساس آن اصول، دیگری را متهم می کند که حضوری نامتناسب درعرصه وبلاگ داشته است. یکی معتقد است که تمام اصول و شئون دنیای واقعی باید در فضای مجازی نیز در نظر گرفته شود و دیگری معتقد است که وبلاگ محلی برای ارائهی درد دلها و دلنوشتههاست بدون اینکه بخواهی نگران قیود دنیای واقعی باشی! یکی معتقد است از آنجایی که فردی عضو مجموعهای است، باید در سطرسطرِ نوشتههایش، تعلقش به آن مجموعه را حفظ کند و دیگری معتقد است که شخصیت تشکیلاتی وی در زندگی شخصی اش جایی ندارد و بنابراین هرآنگونه که می خواهد و بدون در نظر گرفتن قیود تشکیلاتی می نویسد. شخصی معتقد است که آفت وبگردی برای خانم ها زیاد است و دیگری لب به اعتراض می گشاید که درقرن 21م این حرفها جایی ندارد. یکی می گوید که نام مستعار من آزادی ای نامحدود به من می دهد و این در حالی است که دیگری اینگونه نمی پندارد.
رشتهی این اعتقادات و هنجارسازی ها سر درازی دارد که در این مقال مجال آن نیست! اما توجه به چند نکته می تواند به حل مسئله کمک کند. اول باید توجه داشت که یکی از مهمترین گامها برای حل یک مسئله، طرح درست صورت مسئله است.
در این بحث صورت مسئله چیست؟
آیا صورت مسئله حضور خانم ها درعرصه وبلاگ است؟ آیا صورت مسئله کامنت هایی است که بعضا روابط خواهران و برادران را از الگوی اسلامی خود خارج می کند؟ آیا صورت مسئله موانعی است که با اتخاذ نام مستعار از فراروی انسان حذف می شوند؟ آیا صورت مسئله تفکیک زندگی فردی و تشکیلاتی آدم هاست؟ قطعاً اینها صورت مسئله ما نیستند و اگر هم باشند صورت مسئله اصلی نیستند و شاید بتوانند بعنوان زیر شاخه هایی برای بحث بر روی صورت مسئله اصلی مطرح شوند! به زعم بنده، صورت مسئله اصلی در این بحث، تعیین خط قرمزهایی است که عبور از آنها به منزله منحرف شدن خود فرد در وحله اول و اجتماع مخاطبین در وحله بعدی است. ولاغیر!
این که فردی می گوید خانم ها نباید در عرصه وبلاگ وارد شوند، درست یا غلط، به این دلیل است که وی بر این باور است که شرایط عبور از این خط قرمزها برای خانم ها در فضای اینترنت بیشتر فراهم است. و اگر کسی می گوید که نام مستعار من بسیاری از محدودیت ها را از فراروی من بر میدارد به این معناست که این نام مستعار، مانعی برای عبور از این خط قرمزهاست که البته بنده قضاوتی در مورد درستی یا نادرستی این اعتقادات نمی کنم و باز البته این بدان معنا نیست که قضاوتی ندارم، بل به این معناست که در اینجای بحث، اهمیت چندانی ندارد.
از طرفی نوشتن مانیفستی کلی برای کار در این عرصه، اگرچه قطعا کاری ارزشمند است اما برای اینکه نگوییم امری محال است، میگوییم نامحتمل است. چرا که اصولا ظرفیت افراد و شخصیت ایشان با هم متفاوت است و کارکرد و هدفگذاری وبلاگها نیز با هم متفاوت است؛ یعنی یک وبلاگ فقط سیاسی می نویسد، یکی فقط شعر می نویسد، یکی فقط اجتماعی می نویسد، یکی درد دل می نویسد، یکی شیلنگ تخته می اندازد و قس علی هذا... از طرفی مخاطبین وبلاگ ها نیز باهم متفاوت است. پس نمی توان برای همه اینها نسخه ای واحد پیچید و اگر هم بشود چنین کاری کرد باید به حداقل ها بسنده کنیم و همین امر ضمانت اجرایی مانیفست را پایین می آورد.
پس شاید بتوان گفت که مانیفست وبداری و وبگردی را میتوان در یک سطر خلاصه نمود و آن تعریف خط قرمزهایی است که فرد و اجتماع مخاطبین را از انحراف از اصول اسلامی باز میدارد. این یعنی هر فردی به نوبه خود از هر حرکتی در فضای سایبر که احتمال آن می رود که فردی (خود یا دیگران) را از اصول و ارزشها منحرف کند، بپرهیزد.
با چنین مانیفستی اگر فردی اعم از خانم یا آقا، با هویت حقیقی یا مستعار، در وبلاگی تشکیلاتی یا شخصی، با رعایت استانداردهای دنیای واقعی یا بدون آن و با هر شرایط دیگری، بفهمد که فلان پست یا کامنت وی، باعث ایجاد انحراف یا گناهی می شود، قطعا از آن حذر میکند. در اینجاست که فرد می فهمد که اگر افرادی در فضای واقعی ارتباطی باهم دارند و در این ارتباط اصولی را رعایت می کنند، در فضای مجازی نیز باید آن اصول حفظ شوند چرا که اصل تعامل و طرفین تعامل هنوز هم ثابت هستند! در اینجاست که اگر فردی قصد ایجاد رابطه ای با نام مستعار، با فردی است که وی را میشناسد، باید توجه کند که اگرچه وی شما را نمیشناسد اما صرفا به این دلیل که شما وی را می شناسید، ملزم به رعایت اصول تعاملی خود هستید. دراینجاست که فرد می فهمد اگر خواندن کامنتهایی که ربطی به وی ندارد، احتمال انحراف در وی را ایجاد می کند، دیگر ساعتها وقت خود را صرف خواندن کامنتهای شخصی دیگران نمیکند! و از آن طرف، فرد اجازه نمی دهد که کامنت های شخصی که هیچ ربطی به دیگران ندارد در محل دسترس دیگران بماند. در اینجاست که وقتی فردی کلیت حضور خود در عرصه وب را عبث می یابد، بر خود لازم می داند که آن را ترک کند. در اینجاست که افراد برای تعیین استانداردها، دیگر فقط خود را در نظر نمیگیرند و تاثیری که ممکن است کلمه کلمه ایشان بر مخاطب بگذارد را نیز در نظر می گیرند.
و البته یک نکته بسیار مهم در این قضیه و تعریف تاثیر تاثرها اینست که خود را گول نزنیم....
انشالله مابقی توضیحات باشد در خلال پاسخ به کامنتهای دوستان! البته اگر طالبی باشد...
بعد التحریر: این مطلب بدون اجازه دوستی از وبلاگش دزدیده شد تا بفهمم این بحث منطقی و لازم (که در کامنت ها خواهم گفت که به نظر من خیلی هم حداقلی مطرح شده) چرا باید از پست هاش حذف بشه و پشت این قضیه چه چیزی نهفته بوده که ما خبر نداریم!!
+ نوشته شده در چهارشنبه ششم مرداد 1389ساعت 6:48 بعد از ظهر  توسط مدير
|
پس از قرار دادن 2000 شماره موبایل فعالین فرهنگی که با استقبال شدید دوستان مواجه شد! اینک آدرس و شماره تماس ارگان ها، اساتید و شخصیت های معروف سیاسی فرهنگی را برایتان قرار دادم که بیشک به عنوان ابزار خوبی برای مشورت گرفتن، ارتباط و دعوت از این افراد محسوب می شود. این لیست در 12 صفحه می باشد و تشکل های دانشجویی لازم است برای دریافت آن به طور رسمی درخواست نمایند.
به نظرم فرستادن پیامک (sms) یکی از بهترین راههای تبلیغاتی و ارتباطی موثر برای یک تشکیلات با اهداف سیاسی یا غیر سیاسی باشد که ادعا می کنم نسبت به خیلی از روش ها بار روانی بیشتری دارد. در این پست لیست تلفن 2000 نفر از فعالین فرهنگی اصفهان را قرار دادم که تهیه آن کار چندان ساده ای نبود. مکان هایی هست که با دریافت هزینه برای شما پیامک های جمعی می فرستند اما معمولا دانشگاه ها خودشان دستگاه پیامک زن دارند که به صورت رایگان برای مجموعه های خودشان پیامک خواهند فرستاد.
در هفته آینده 1500000 آدرس ایمیل فعال اینترنت را قرار خواهم داد!
جهت دانلود شماره موبایل 2000 نفر از فعالین فرهنگی اصفهان به ادامه مطلب بروید
مجموعه های فرهنگی و غیر تجاری لازم است رسما درخواست نمایند
شاید نوشتن بیانیه کار هرکسی نباشد و افراد خاصی با تمرین در این کار خبره باشند؛ اما بلد بودن نامه نگاری وظیفه ی تک تک اعضای تشکل است. اعضا نباید منتظر بیانیه یا نامه سرگشاده شورای مرکزی باشند بلکه به عنوان ناظرین فعال اجتماعی باید با مشاهده ی کوچکترین نقیصه ای از خود واکنش نشان دهند و از مسئولین مطالبه گری کند. یکی از روش های تأثیرگذار نامه نگاری است. تصور کنید اگر مسئولی ناگهان چهل پنجاه نامه انتقادی از افراد مختلف و با لحن های مختلف دریافت کند، دیگر دست و پایش را جمع می کند و حداقل می فهمد هرکی هرکی نیست که صدایی از جایی در نیاید! دیده ام برخی یک نامه می نویسند و پنجاه تا امضا جمع می کنند. اما این روش فایده ای ندارد و اگر 50 نامه ی مستقل نوشته شود تأثیرش بسیار بیشتر است. چه خوب است که مجموعه ها اعتماد به نفس نامه نگاری به اعضایشان بدهند و لیستی از آدرس مسئولین مختلف دانشگاه، مسئولین سطح شهر یا کشور، اساتید، سخنرانان، مطبوعات، مراکز تأثیرگذار و ... تهیه کنند و در اختیار اعضا قرار دهند.
در زیر مجموعه ای از نامه های جامعه اسلامی دانشگاه اصفهان را جهت آموزش قرار دادم. برخی هم نامه اداری است که نوشتن آنها نیز احتیاج به یادگیری دارد.
جهت دریافت متن کامل این مجموعه نامه ها اینجا را کلیک کنید.
+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم اردیبهشت 1389ساعت 10:51 قبل از ظهر  توسط مدير
|
13 نمونه از بیانیههای دفتر جامعه اصفهان را قرار دادم. این ها را در فهرست موضوعی آموزش ذخیره کردم چون نگاه آموزشی داشتم. بیانیه ها از جمله مهره های بازی برای تشکل های سیاسی هستند که نوشتن آنها انصافا دقت و هنر می خواهد. متأسفانه کمتر دیده ام که بزرگتر ها در این زمینه انتقال تجربه کنند. سعی کنید به صورت فردی برای خودتان شروع به نوشتن یک بیانیه کنید تا ذهنتان درگیر شود و جزئیات و فشار روانی موجود بر روی آن را درک کنید.
جهت دریافت مجموعه این بیانیه ها اینجا را کلیک کنید
+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم اردیبهشت 1389ساعت 10:12 قبل از ظهر  توسط مدير
|
سازمان مردمنهادیا
سمن یا انجیاو(به انگلیسی: Non
Governmental Organization و به اختصار: NGO)
به اشکال و انحای مختلف در سراسر جهان استفاده میشود و با توجه به بافت
کلامی که در آن مورد استفاده قرار گرفته، به انواع گوناگون سازمانها اشاره
میکند. سازمان مردمنهاد در کلی ترین معنایش، به سازمانی اشاره میکند که
مستقیما بخشی از ساختار دولت محسوب نمیشود، اما نقش بسیار مهمی بعنوان واسطه بین
فرد فرد مردم (اتمهای اجتماع) و قوای حاکم و حتی خود جامعه ایفا میکند.
* درحال حاضر هدف از این پست بحث تشکیلاتی در مورد ان جی او ها نیست. بلکه در اینجا آدرس این تشکل ها را برای دانلود قرار می دهم. اگر یادتان باشد قبلا نیز آدرس دفاتر جامعه و احزاب کشور را قرار داده بودم که در فهرست موضوعی تحت عنوات آیین نامه و اسناد قابل دریافت و استفاده است. بعدا بیشتر در مورد ngo ها و به خصوص نقد وضعیت فعلی آنها در کشور ما بیشتر خواهم گفت.
اتحاديه ي جامعه ي اسلامي دانشجويان با اعلام انصراف از عمره ي دانشجويي اذعان داشت كه عمر ه ي دانشجويي به سفر عتبات عاليات تبديل شود.
متن بيانيه به شرح زير است:
بيگمان سفر معنوي حج و زيارت خانه خدا و مسجدالنبي و قبرستان بقيع آرزوي هر مسلماني است. حال اگر اين سفر معنوي در دوران اوج جواني باشد به مراتب تأثيرگذارتر و پايدارتر است که فرصت توبه و بازگشت زودهنگام را به انسان عطا مي کند..
جهت مشاهده متن کامل بیانیه بر ادامه مطلب کلیک کنید
از مهمترين موارد شناخت يك مجموعه مراجعه به مواضع آن مجموعه است. تشكيلات صرفا اساسنامه اش نيست چراكه اكثر اساسنامه هاي گروههاي مختلف شبيه هم است. تشكيلات در و ديوار يك مجموعه هم نيست؛ بلكه تشكيلاتآدم هاو اعضاي آن مجموعه است. قصد دارم به مرور شرحي از مواضع جاد را برايتان قرار دهم و اين مجموعه را كامل كنم.
یکی
دیگر از موارد مهم در کار تشکیلاتی که البته دفاتر ما به خاطر فقدان آن رنج می
برند و البته خودشان هرگز متوجه نیستند، داشتن یک آرشیو قوی از مجموعه کارهایشان
است. آرشیو قوی منبع خوبی برای الهام گرفتن آیندگان و انتقال تجربه به آنهاست. آرشیو بیانگر هویت و سوابق یک مجموعه است و معلوم نیست تا کی مجموعه های ما قرار است همه کارها را دوباره از صفر شروع کنند و تا کی اشتباهات سابق را قرار است تکرار کنند. البته آرشیو خود یک تخصص است که در آینده بیشتر در مورد آن صحبت خواهم کرد. فعلا برای همزبانی و همدلی بیشتر چند نمونه از کارهای قوی دفتر خودمان را که از آنها خاطرات خوبی دارم برایتان قرار می دهم. همچنان منتظر به اشتراک گذاشتن تجربیات شما نیز هستیم؛ البته این مجموعه تصاویر که در ادامه مطلب قرار داده ام باید ضمیمه اش گزارش و شرح کامل برنامه و نقاط قوت و ضعف نیز آمده باشد، که البته متأسفانه در دسترس نیست. بگذریم؛ بعدا بیشتر می گویم.
يكي از لوازم كار تشكيلاتي داشتن ارتباطات و اطلاعات قوي است كه چنانكه مشاهده كرده ام يكي از تفاوت هاي تشكل هاي قوي با تشكل هاي ضعيف تر در اين است كه دفاتر قوي معمولا ارتباطات گسترده اي با اساتيد، چهره هاي سياسي، سخنرانان و مراكز گوناگون دارند و در قدم به قدم حركتشان از اين افراد و مجموعه ها در پازل تعريف شده اي استفاده مي كنند. قصد دارم به مرور تلفن و آدرس اساتيد و اشخاص معروف و همچنين آدرس تشكل هاي دانشجويي سراسر كشور و اشخاص خارج كشور را برايتان قرار دهم. احتمالا بعضي از موارد را فقط براي اعضاي خبرنامه خواهيم فرستاد كه همينجا توصيه ي عضويت در خبرنامه وبلاگ را برايتان داريم.
1- ... ساعت 5/8
صبح، خيابان فلسطين، در يك آپارتمان مدرن در انتظار هستم ... نيم ساعت از قرارمان
ميگذرد و هنوز خبري نيست. از اتاق مجاور گهگاه صداي خنده بلند ميشود.
بالاخره پس از چند بار تماس تلفني و موبايلي! بنا بود هر سه
آنها گرد هم آمده باشند البته اينكه مصاحبه همزمان و در حضور بقيه باشد پيشنهاد
فضائلي بود. اين جلسه را هم خود درخشان هماهنگ كرده بود ... نيم ساعت كه از ساعت
مقرر گذشت، اذن دخول صادر شد و منشي محترم
مرا به اتاق مجاور راهنمايي كرد. هر سه حضور داشتند و من در شگفت از اينكه چرا نيم
ساعت پشت در معطل بودم؟!
2- سهلاني
بسيار راحت و روشن و بيپرده سخن ميگفت. در گفتارش اشارات و كنايههاي بسياري در
مييافتي كه هر يك به زباني نغز يك دنيا معنا در برداشت. البته فضائلي و درخشان هم
در برخي موارد مداخله كرده و يا تصحيح مينمودند! سخن سهلاني گاه بسيار نيشدار ميشد
و بالاخره هم برخي حرفهايي را كه در دل داشت بيان كرد هر چند شايد قرار اين نبود!
سهلاني ديگر از حركت دانشجويي قطع تعلّق كرده است و برخلاف ديگران آشكارا اظهار داشت
كه «ديگر دوران ما گذشته است».
3- فضائلي بسيار
متفكرانه و زيركانه و با تأمل سخن ميگفت. عناصر وجود يك "سياسي حرفهاي" را در سخن كلام
او ميشد پيدا كرد. به برخي پرسشها چنان ماهرانه پاسخ ميداد كه نميتوانستي موضع
دقيق او را حدس بزني. آنروز جلسه سه چهار نفره ما را ابتدا فضائلي ترك كرد، به علت
كثرت مشغله! وعدة بعدي را در دفتر روزنامة سابق فردا گذاشتيم و ادامه مصاحبه را
بطور انفرادي آنجا انجام داديم. در كلام او كنايههايي نسبت به يك شخص خاص! قابل
درك بود و انتقاداتي كاملاً سياستمدارانه! او هنوز هم علاقه مند به حضور در فعاليت
دانشجويي به نظر ميرسيد و آنگاه كه از او خواستم توصيه يا پيامي براي اعضاء ابراز
دارد گفت: «البته ما حالا خودمان هستيم خدمت دوستان ...!!»
4- درخشان خيلي
خودمانيتر صحبت ميكرد. با صراحت لهجه و بيملاحظه. هر چند حرفهايش چندان انسجامي
نداشت، اما مصاحبه با او به درازا انجاميد و عملاً تبديل به يك مباحثه و حتي گاه مصاحبه
او با من شد!! بحث به مواردي مثل نحوه ارتباط با روحانيت و يا اختلافات با همان
شخص خاص! كشيده شد و درخشان بطور صريح نظراتش را بيان ميكرد و همين مسئله گاه او
را در مقام پاسخگويي دچار مشكل ميكرد! خصوصاً با مچگيريهاي شيطنتآميز من!
5- مراديان
آخرين فردي بود كه موفق به مصاحبه با او شدم. تا مدتها بعد از مصاحبه با ديگران به
طريق غير مستقيم! شانه خالي ميكرد. يكي دوبار قرار گذاشتيم و ايشان هم بدليل
مشغله فراوان! نتوانستند تشريف بياورند. تا بالاخره روزي در دفتر مركزي مصاحبه را
انجام داديم. بيشتر بحث مراديان مربوط به انتقادات شديدي بود كه او از عملكرد و
سيستم انجمنها داشت، خاطرات خواندي از مبارزاتش در دوران حاكميت انحصاري انجمنها
را با شوري خاص براي من جوان تعريف ميكرد. مراديان هم مثل فضائلي سياستمدارانه و
چند پهلو سخن ميگفت هر چند لحن گفتارش صميميتر و راحت تر بود. سعي ميكرد تاريخ
«جامعه» را از موضع يك قاضي بيطرف بيان كند و با لحني پدرانه و آشتي جويانه! هر
چند مواضع خودش را هم اگر دقت ميكردي ميتوانستي از لابهلاي كنايههايش استنباط
كني و بفهمي كه بالاخره سنگيني با كدام كفة ترازو است!!
6- با
نصراصفهاني قبل از بقيه مصاحبه كرده بودم. در همان اتاق معروف دبيركل با آن
كتابهاي تا به سقف چيده شده كه همواره تو را از وقوع يك زلزله به وحشت مياندازد!
البته آنروز فقط در زمينه تاريخچه «جامعه» صحبت كرديم. اما وقتي در بحث با سايرين
به موضوعات مهمي چون «نحوه ارتباط با روحانيت» و «گروههاي سياسي» و «راه تأمين
مالي و اقتصادي يك تشكل» و مهمتر از همه اينها اختلافات داخلي هيئت مؤسس رسيديم،
مناسبتر ديدم در موضوعات فوق دوباره با نصر مصاحبه كنم. نصر هم، خيلي متفكرانه و
با تأمل سخن ميگفت و سعي ميكرد از واژههاي جديد و دانشگاهي استفاده كند. در
مصاحبه علاوه بر طرح مسايل جزيي و مواضع سياسي تلاش ميكرد نوعي تبيين منظم و
كلاسيك از مواضع خودش (كه از آن به «مواضع ما» تعبير ميكرد!) به زبان روز و با
حرفهايي جديد و جذاب ارائه نمايد و البته از عملكردخودش نيز در مقابل انتقادات
بسياري كه به او شده بود، به شدت دفاع مينمود و خودش را مظلومترين عضو جامعه ميدانست!
7- آنچه در اين
مصاحبهها تلاش كردهام با صداقت و امانت بيان كنم، در درجه اول خاطرات تلخ و
شيرين اعضاء هيئت مؤسس از آغاز كار جامعه و زحماتي است كه آنها در نشاندن نهايي
جامعه اسلامي دانشجويان متحمل شده بودند و ترسيم فضاي سخت فرهنگي و سياسي كه آنها
حركت "جامعه" را در آن آغاز كردند. در درجه دوم ثبت
ديدگاههاي اين افراد در مسائل مهمي چون نحوه ارتباط با روحانيت، نحوه ارتباط با
شخصيتها و گروههاي سياسي و نحوه تأمين مالي يك تشكل بوده تا اعضاء جامعه با مطالعه
ديدگاههاي مختلف بتوانند به شناخت مسير حركت صحيح جامعه و حفظ دستاوردهاي آن نايل
آيند.
اميدوارم اين
مجموعه تجربه ارزشمندي براي جامعه اسلامي دانشجويان و اعضاي آن واقع شود و همگان
بتوانند از آن در رقم زدن فردايي بهتر براي "جامعه
اسلامي دانشجويان" استفاده لازم را بنمايند. انشاءا...
"ونرید ان نمنٌ علی الذین
الستضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمهو
نجعلهم الوارثین"
با سلام خدمت ساحت مقدسحضرت صاحب العصر(روحی و ارواح العالمین له الفداء) و درود بر روح پرفتوح
بنیان گذار کبیر انقلاب اسلامی، حضرت امام خمینی(ره) و عرض خضوع خدمت پرچم دار
ولایت، حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مدظله العالی)،شهدای اسلام و مردم غیور مند
و ولایت مدار ایران اسلامیو تبریک به
مناسبت سی و یکمین فجر انقلاب.
اینک در آغاز سی و دومین بهار این نهال تنومند همزمان با
دهه پیشرفت و عدالت با پشت سر نهادن فتنه های متعدد،همراه با درایت و بصیرت ولایی
مردم، بر خود می بالیم که همچون سی سال گذشتهدر ظل اصل اصیل ولایت مطلقه فقیه، مزد ایستادگی در برابر توطئه های تلخ
تاریخ را در کمترین آسیب به ایران اسلامی دریافت کردیم.
انقلابی داریم که با تکیه بر جمهوریت توأم با اسلامیت
توانست در پناه حمایت از مستضعفین و پابرهنگان عالم هیمنه استکبار جهانی و ایادی
داخلیش را فرو ریزد.
و یادآور می شویم که در این برهه خطیر از زمان، وظیفه هر
دانشجو آزاده، سعی در تحقق نهضت علمی و جنبش نرم افزاری در چهارچوب آزاد اندیشی
همراه با تهذیب و تربیت جسمانی و روحانی است؛که این مطالبه رهبر آزاد اندیش انقلاب
نیز می باشد.
شور انقلابی زنده تر از گذشته و خشم حماسی ایرانیان غیور
را، در فریادهای استکبارستیزانه یوم الله 22 بهمن شاهد هستیم تا بار دیگر به جهان
و جهانیان بگوییم این مردم تا همیشه پشتیبان اسلام ناب محمدی ، نظام اسلامی، قانون
اساسی و اصل مترقی ولایت مطلقه فقیه خواهند بود.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم بهمن 1388ساعت 11:52 بعد از ظهر  توسط مدير
|
سالهاي حوالي 66 - 65 فضاي كشور فضايي سياسي بود و مجموعه شرايط حاكم بر دانشگاهها موجب ايجاد فضايي يكطرفه و به معناي واقعي انحصار طلبانه در محيط دانشگاه گرديده بود. استراتژي انجمنهاي اسلامي به مركزيت دفتر تحكيم وحدت كه ناشي از تفكر سياسي آن مجموعه بود آنها را به تثبيت نظرات خود به هر قيمتي تهييج مينمود. در آن زمان فعاليت منسجم ديگري در دانشگاهها وجود نداشت و مجموع فعاليتهاي دانشجويي افرادي كه در مقابل جناح حاكم آن زمان بودند در دو مركز متمركز گرديده بود، يكي كانون شهداي 72 تن و ديگري هيئت متوسلين به حضرت زهرا(س). اين دو گروه عمدتاً در خارج از دانشگاه شكل گرفته بود و فعاليت آنها بيشتر به صورت اداري بود تا فعاليت دانشجويي.
اين عوامل در نهايت باعث شد كه هيئت موسس جامعه به فكر ايجاد يك تشكل دانشجويي بيفتند تا بتوانند اين فضاي انحصارطلبانه دانشگاهها را بشكنند و فعاليتهاي غيرمتمركز دانشجويي خارج از دانشگاه را به صورت منسجم و متمركز در داخل دانشگاه شكل دهند.
از آنجا كه افراد هيأت مؤسس بر اين باور بودند كه حركت در نظام ولايي، زماني از مشروعيت لازم برخوردار خواهد بود كه نه تنها ولي فقيه با آن مخالفتي نداشته باشند، بلكه آنرا تأييد بفرمايند. لذا يكي از افراد هيئت موسس در جلسهاي اين سوال را از مقام معظم رهبري مطرح مينمايد كه ايشان در پاسخ ميفرمايند:
«اين حركت علمي است كه بلند شده و ديگر نبايد بر زمين بيافتد»
بدين ترتيب بعد از اطمينان يافتن از نظر رهبر فرزانه انقلاب هستة اوليه جامعة اسلامي دانشجويان شكل گرفت. و با انتشار بيانيهاي در مهرماه 1368 اعلام موجوديت كرد.
+ نوشته شده در چهارشنبه ششم آبان 1388ساعت 2:47 بعد از ظهر  توسط مدير
|
اولین وبلاگ تخصصی تشکیلات * . . . . . . . . * تشکل معبد من است -شهید بهشتی * . . . . . . . . * باشگاه تشکیلات محلی برای به اشتراک گذاشتن تجربیات ماست * . . . . . . . . * منتظرتان هستیم