تبليغاتX
باشگاه تشکیلات
باشگاه تشکیلات
اولین وبلاگ تخصصی تشکیلات اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان سراسر کشور
قالب وبلاگ
اولین وبلاگ تخصصی تشکیلات * . . . . . . . . * تشکل معبد من است -شهید بهشتی * . . . . . . . . * باشگاه تشکیلات محلی برای به اشتراک گذاشتن تجربیات ماست * . . . . . . . . * منتظرتان هستیم

 

نام:ابوالفضل بردبار مدبر

رشته:مهندسی صنایع.گرایش تحلیل سیستم                           .

ورودی سال 1373 .دانشگاه صنعتی علم و صنعت.

                                                                                   .

 

بسیجی پر تلاشی که در اوایل مسئولیتش؛ فقط مسئول پخش فیلم بود. آن هم هفته ای یه دونه؛ولی فیلمی از جنس علم.از فیلم های مهندسی صنایع و انواع گرایش هاش بگیر تا فیلم های صنعتی از رشته های دیگه.

برایمان میگوید از آن سالها،از آن سال هایی که جنبش دانشجویی،کودکی نوپا بود؛که نیاز داشت دستش را به دیوار بگیرد تا بتواند روی پای خویش بایستد. از آن سال هایی که تنوع تشکل ها و اعضای آن مثل الان زیاد نبود،اما کار و فعالیت دانشجویی،خیلی بیشتر از الان بود.

میگوید از آن روزهای خوشی که هیچ وقت فراموششان نمیکند و هم اکنون هم که میخواهد برای من تعریف کند، با همان آب و تابی تعریف میکند که اگر دوازده سال پیش از او خواسته بودم برایم بگوید؛همینطور میگفت.

بسم الله؛سلام                                                                          

اوایل؛تو کانون قرآن بودم؛فعالیت میکردم،بعد از مدتی مسئول بسیج اومد گفت فلانی؛ بیا تو بسیج که الان بسیج بیشتر؛اعضایی رو داره که فقط ثبت نام کاغذی شده اند.

رفتم بسیج؛به من گفتن بشو مسئول هماهنگی.یه جورایی همون روابط عمومی خودمون. یا علی گفتم و کار رو شروع کردیم.

برای اینکه بچه ها دور هم جمع بشن؛نشستیم فکر کردیم که چی کار کنیم.به این نتیجه رسیدیم که باید یه جلسات هفتگی منظم داشته باشیم که بچه ها بیان.هم با هم آشنا میشن و هم فعالیت ها منسجم میشه.اما نیتمون زمینی نبود.این خیلی مهمه که نیتت چی باشه.تو اون جلسات کم کم افرادی رو دعوت میکردیم که بیان و برامون صحبت کنن.

اما بدون که اگر نیتت الهی نباشه؛اصلا به درد نمیخوره.خدا منتظره.تو که یه دانشجوی خوب و با ایمانی؛بیای یه کاری بکنی برای خدا،بعد میبینی که خودش انقدر قشنگ دستت رو میگیره که خودت هم تعجب میکنی. برکتی که تو اون جلسات بود؛الان هم ادامه داره.

یادمه اون موقع از دفتر تحکیم وحدت جریان نقد از آقا رو مطرح کردن؛بعد هم شروع کردن به نقد کردن صحبت های آقا.همین جمع چند نفره انقدر قشنگ عمل کرد که سر دسته اونا رو از دانشگاه اخراج کردن؛حتی یادمه که اون روز از در امور دانشجویی تا دم در دانشگاه که حدود پونصد متری میشد؛به طرف بیرون هدایتش کردیم.

این جمع شدن ها کنار هم باعث شد تا کارهای با برکتی انجام بدیم.اما اخلاص؛اخلاص؛اخلاص.

این اخلاص انقدر مهمه که باید خودت درکش کنی تا بفهمی چی میگم.مطمئنم که خیلی از اتفاقایی که الان تو زندگی ام افتاده؛اثر کارهای با اخلاصی است که اون موقع انجام میدادیم.

اینم بگم که من با کارهای بزرگ مخالفم؛چون میدونم اغلب کارهای بزرگ به نتیجه نمیرسه.یه کار کوچیک تو اما با اخلاص میتونه به اندازه صد تا کار بزرگ بیارزه.

حضرت آقا؛جمع های کوچیک رو خیلی مثال میزنن؛و همیشه میفرمایند که فقط اهداف مقدس باشه.

این جلساتی میگم بر گزار میشد؛با یه دعای کوچیک شروع میشد؛بعد فردی رو که از قبل دعوت کرده بودیم برامون صحبت میکرد و بعدش هم نماز جماعت و شام مختصری که از سیب زمینی و تخم مرغ و اگر خیلی هم کاخ نشین بودیم اون روز؛گوجه ای کنارش میذاشتیم.

اما این جمع شدن ها ادامه دار بود؛مستمر بود؛قطع نمیشد.الان هم دو تایی یا سه تایی میریم کوه.یعنی همون جمع رو داریم.دور هم جمع شدنمون قظع نشده.اما میگم؛جمع شدنی که به درد بخوره.وقتی بلند میشی از اون جمع؛به معارفت اضافه شده باشه.

تو صحبت های امام خمینی (ره) کار کوچیک؛مداوم و با اخلاص خیلی توصیه شده.

این ارتباطاتی که بین افراد توی این جمع ها شکل میگیره خیلی مهمه؛صحبت هایی که توی این گعده ها گفته میشه؛خیلی مهمه.به طور مثال سفارشات بزرگان؛خصوصا و خصوصا فرمایشات آقای خامنه ای؛این خیلی مهمه که همیشه صحبت های ایشون رو پیاده کنیم تو زندگی مون.

مثلا چطوره که وقتی ان شاءالله آقا ظهور کنن؛ما همه اش میخوایم نظرات ایشون رو توی همه حالاتی که اتفاق می افته؛بدونیم.اینم همینه ما الان باید دید گاهمون نسبت به آقای خامنه ای؛همین باشه.همیشه باید آنلاین صحبت های ایون رو تنظیم کنیم و عمل کنیم.

سال 87 که دانشجو ها میخواستن برن فلسطین رو یادتون میاد؟اون سال دانشجوها توی فرودگاه تحصن کرده بودن که میگفتن ما میخوایم بریم غزه. و اگر نمیشه ببرین فلسطین؛میریم تا پشت مرز های فلسطین که اونجا تحصن کنیم.این تحصن ادامه داشت تا اینکه

حضرت آقا فرمودند که من خودم به اینها گفتم که بر گردند؛چون میدونستم که اصلا نمیشه برن.اگر امکان رفتنش بود؛نمیگفتم که بر گردن.این یه نمونه خیلی جالبی از گوش به فرمان رهبر بودن دانشجو هاست.باید در تمام زمینه ها اینطور باشیم.

ادامه دارد...


بعد التحریر:

1.میلاد بانوی دو عالم،بهانه آفرینش،حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) بر شیعیان جهان مبارک باد.

2.دوستان توجه داشته باشند که اگر افرادی را میشناسند که میتوانند تجربیاتشان را در اختیار ما بگذارند؛لطفا معرفی کنند.

[ سه شنبه سوم خرداد 1390 ] [ 2:58 بعد از ظهر ] [ فرقان ] [ ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ
پيوندهای روزانه
امکانات وب